آیا طب اسلامی و قرآنی از طب جالینوس و بقراط متأثر شده است؟
لذا قرآن و روایت صحیح، مطالب علمی و پزشكی بیپایه و نادرست را در خود جای نداده است.5 علاوه بر آن ترجمهی متون طب جالینوس و بقراط، تا زمان پیامبر اسلام(ص) در جزیره العرب مرسوم نبوده تا قرآن از آن متأثر شده باشد.
سوم: قرآن كتاب پزشكی و بهداشتی نیست تا از آن انتظار علم پزشكی داشته باشیم. اما برای تفكر در آیات الهی و... بعضی از مسائل مانند جنینشناسی، انگشتنگاری، شفاگری عسل و بهداشت جسمی و روانی و تغذیه و ... را مطرح كرده اما نه به صورت دائرة المعارف پزشكی، بلكه به صورت كنایه و اشارهای میباشد و در بعضی موارد نیز به صورت مبهم گذشته است.
آن چه مطرح شده با علم قطعی روز مطابقت دارد و هیچ گونه تعارضی ندارد و بعضی از مسائل پزشكی قرآن در زمان طب جالینوس موضوعیت نداشت ولی امروزه با آزمایشات پیشرفته به دست آمده است.
چهارم: جابجایی علم بین تمدنها و مناطق زمین از جمله بین شرق و غرب سابقهای طولانی دارد (همانطور كه در ادامه اشاره میكنیم) و این یك امر طبیعی است كه ملتها علوم پیشرفته را به همدیگر وام دهند و تكامل بخشند.
بعد از این مقدمه، به معرفی طب جالینوس و برخورد مسلمانان با آن میپردازیم.
طب جالینوس و بقراط و تاثیر آن بر طب اسلامی.
«بُقراط» یا «ابقراط»، طبیب بزرگ یونانی (Hippocrlle) 2500 سال قبل میزیست. هر چند نوشتههای بقراطی به طور گسترده مورد استفاده برخی پزشكان مسلمان قرار گرفت؛ اما به طور كل تأثیر تعیین كننده و مستقیم نوشتههای جالینوس را نداشت. لذا در این مقاله به تأثیر طب جالینوس بر طب اسلامی میپردازیم:
«جالینوس» (131 ـ 201 م) در زمان «مارك اورل»، امپراطور روم میزیست. ایشان در ابتدا به سوی فلسفه رفت و بعد متوجه طب شد و شروع به آموختن كرد و برای تكمیل داروشناسی به جزیرهی «قبرس» و سپس به «فلسطین» رفت.
قریب به 100 جلد (بعضی تا 400 جلد نیز گفتهاند) كتاب و رساله دارد و مهمترین آنها ستة عشر جالینوس (شانزده كتاب) است.6
از سال 457 م دولت روم نسطورهها7 را از قلمرو خود راند و در سال 481 میلادی رسماً مركز علمی این فرقه را بست و سپس رؤسای روحانی نسطوری آن مركز را در نصیبین قرار دادند. پس از آن نسطوریان به سوی مشرق و به ویژه قلمرو ایران انتقال یافتند. مركز روحانی نسطوریان بعدها در 498 م به پایتخت ایران، یعنی سلوكیه و تیسفون منتقل شد. آنها مركز علم خود را در جندی شاپور برقرار نمودند و در آنجا یك مدرسه طبی دایر شد كه در آن علم طب یونانی ـ كه حامل آن نسطوریان روم بودند ـ و طب هندی ـ كه از سواحل سند به آنجا راه یافت ـ آمیخته شد. جندی شاپور یك بیمارستان و یك دانشكدهی پزشكی مهم داشت.8
در واقع علم طب به معنای معروف آن در دورهی اسلامی، با ترجمهی كتابهای یونانی و هندی آغاز شده است. و همچنین مركزی به نام «بیت الحكمه» برای ترجمهی متون خارجی در بغداد تأسیس شد.
برای مثال: حنین بن اسحاق عبادی از مسیحیان نسطورهای، از اهل حیره در جنوب عراق بود و ده سال قبل از مرگ خود نوشت: از آثار جالینوس 95 اثر را به سریانی و 34 اثر را به عربی برگردانده است، ایشان نقش بسزایی در تكوین واژگان علمی و پزشكی كلاسیك اسلامی ایفا كرد.9
در دوران خلفای عباسی كار ترجمه در مقیاس بزرگی رونق گرفت. نظریهها و اعمال پزشكی یونان و روم شرقی كاملاً پذیرفته شد، و در روش پزشكی افراد جای گرفت. این روش تا پایان سدهی سوم ادامه داشت.
در سدهی سوم هجری نوع تازهای از نوشتههای پزشكی پدید آمد، كه «الطب النبوی» نامیده میشد.
و هدف از تدوین آن، ارائهی راه دیگری در برابر نظامهای پزشكی موجود بود كه منحصراً بر پایهی پزشكی یونان قرار داشت.
مولفان این نوشتهها، بیشتر عالمان دینی بودند تا پزشك، و روشهای پزشكی زمان پیامبر(ص) و قرآن و حدیث را از طب یونانی برتر میدانستند. و گاهی آنها دو رویكرد را در هم میآمیختند.10 مانند: «رسالهی مختصر فی طب» از ابن حبیب اندلسی (174 هـ )، «طب الرضا» و «الطب النبوی» از ابی عاصم (287 ق)11.
برخورد پزشكان مسلمان با طب جالینوس
علم طب اسلامی در جوی از ستایش و تحسین برای بقراط و با الهام مستقیم از تعالیم جالینوس پیشرفت كرده است.12 مقام جالینوس در میان پزشكان مسلمان آنقدر با اهمیت بود كه تمام آثار وی را به زبان عربی ترجمه كردند و نظرات او با اهمیت تلقی میشد، و پزشكان مسلمان خود را شاگرد جالینوس میدانستهاند.
مهمترین كاری كه پزشكان مسلمان برای پیشرفت طب جالینوس انجام دادند به شرح ذیل است.
1. طب پراكنده و مشوش یونانی را مرتب نمودند.
2. طب را از صورت نظری بیرون آورده و طب عملی و تجربی را ایجاد كردند.
3. علم امراض را توسعه داده و بسیاری از بیماریها را كه تا آن زمان از آنها اطلاعاتی در دست نبود در علم طب وارد كردند.
4. اثر داروها را در طب براساس «وظایف الاعضاء» بررسی كرده و به نتایج قابل توجهی دست یافتند.13
هر چند طب جالینوس و بقراط در میان مسلمانان حاكم بود اما بسیاری از مسائل پزشكان مسلمان كه در مواجهه با بیماران خود با آن روبرو بودند؛ اختصاص به سرزمین اسلامی و شرایط خاص آن داشت، و در نوشتههای یونانی از آن ذكری به میان نیامده بود.
دربارهی گیاهان دارویی نیز در كتاب «حشائش» دیوسكور یدس، 500 گیاه بررسی شده، اما در كتاب «الحاوی» زكریا 700 گیاه و در كتاب «الجامع لمفردات الادویه و الاغذیه» 1400 گیاه بررسی شده است.
كتاب «قانون» ابن سینا پس از ترجمه به زبان لاتین، مورد توجه دانشمندان و پزشكان غرب قرار گرفت. اهمیت «قانون» این است كه پیش از آن كه در پزشكی تابع آرای جالینوس باشد؛ با ازای جالینوس و ارسطو در تقابل است.14
جناب محمد بن زكریای رازی (251 ـ 313 ق) كتابی در رد نظریههای جالینوس به نام «الشكوك علی الجالینوس»15 به نگارش درآورد كه در مقدمهی آن میگوید: «مقام جالینوس بر هیچكس پوشیده نیست ممكن است بعضی از كوته نظران مرا مذمت كنند ولی فیلسوف و حكیم بر من خرده نخواهد گرفت، به دلیل آنكه در حكمت و فلسفه جایز نیست و میبایست از روی دلیل و برهان گفتگو به عمل آید و اگر شخص جالینوس زنده بود مرا به خاطر این تألیفات، ستایش میكرد.»16
همچنین ایشان آرای جالینوس را دربارهی دیدن، شنیدن، رسیدن شعاعات نوری از جسم به چشم، نقد كرده است.
و ابونصر فارابی نیز در كتاب «الرد علی الجالینوس فیما نقض علی ارسطاطایس لاعضاء الانسان» نظرات جالینوس را به نقد كشید.17
همچنین ابن نفیس دمشقی (قرن ششم) نظرات جالینوس را در مورد گردش خون مورد نقد قرار داده است.
نتیجهگیری:
1. قرآن وحی الهی است و هیچ تفكر بشری حتی پیامبر(ص) در محتوا و نقل آن دخالتی ندارد و از هیچ علم و فرهنگی متأثر نشده است چون خود ریشه و مبدا افاضهی علوم است. و همچنین روایات صحیح معصومین(ع) كه منشأ آن قرآن است، از زبان معصومی كه حامل علم لدنی است صادر شده است.
2. قرآن كتاب پزشكی نیست. ولی بعضی از مسائل پزشكی را به صورت كنایه و اشارهای بیان كرده، و با جدیدترین نظریات پزشكی، مطابقت دارد.
3. جابجایی علمی از منطقهای از جهان به منطقهی دیگر، امری طبیعی است و بارها علم پزشكی بین شرق و غرب دست به دست شده است.
4. طب جالینوس تأثیر بسزایی بر پزشكان مسلمان گذاشت نه بر قرآن و احادیث صحیح؛ تا جایی كه پزشكان مسلمان پیشرفت خود را مدیون متون ترجمه شدهی «جالینوس و بقراط» میدانند. اما از قرن سوم به بعد، مسلمانان با الهام از وحی الهی و احادیث و تجربههای فراوان در زمینهی پزشكی با توجه به شرایط جغرافیایی و انسانی، به پیشرفتهای قابل ملاحظهای دست یافتند، كه به عصر طلائی معروف شد. و نظرات جالینوس را به نقد كشیدهاند و دیدگاههای ابتدایی او را «تقویت» یا «رد» یا «اصلاح» نمودند.
معرفی كتاب:
1. پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، علی اكبر ولایتی، ج 1.
2. تاریخ طب در ایران پس از اسلام، نجم آبادی.
3. طب اسلامی، ادوارد براون، ترجمه از رجب نیا.
1 . نحل / 89.
2 . تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، بنیاد علمی و فكری علامه، ج 12، ص 495.
3 ر.ك: درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، دكتر محمدعلی رضایی اصفهانی، انتشارات اسوه، ص 177.
4 . فصلت / 42.
5 . قرآن و فرهنگ زمانه، حسن رضا رضایی، مركز مطالعات و پژوهشهای حوزه علمیه قم، چ 1، 1383، ص 22 به بعد.
6 . ر . ك: تاریخ طب ایران پس از اسلام، محمود نجم آبادی، دانشگاه تهران، ص 25 ـ 15.
7 . نسطوریان یا نساطره، عدهای از دانشمندان تابع نسطوریوس بزرگ قسطنطنیه بودند.
8 . ر.ك: پویای فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، علی اكبر ولایتی، انتشارات وزارت امور خارجه، تهران، 1382، چ 1، ج 1، ص 216.
9 همان، ص 217.
10 . همان، ص 218.
11 . مجله پژوهش حوزه، شماره 18 ـ 17، سال پنجم، مقاله نگارش احادیث طبی، ص 115 ـ 110.
12 تاریخ طب در ایران پس از اسلام، همان، ص 25.
13 . طب اسلامی، ادوارد براون، ترجمه مسعود رجب نیا، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1337، چ 1، ص 15.
14 . پویای فرهنگ و تمدن اسلامی، همان، ج 1، ص 234.
15 . انتشارات موسسه مطالعات اسلامی، تهران، 1372 ش.
16 . به نقل از طب اسلامی، ادوارد براون، همان، ص 13.
17 . فوائد سزگین، تاریخ نگارشهای عربی، پزشكی، تهران، 1380، ج 3، ص 417.