کتابخانه تخصصی دانشکده کشاورزی دانشگاه شاهد

 هر کدام از ما خواسته یا نا خواسته گذرمان به آنجا افتاده است.

اگر درس خوان باشی، هفته­ای دو سه بار آنجا مهمانی و اگر خیلی به خودت زحمت نداده باشی، به ناچار برای تهیه گزارش­کارهای آزمایشگاهت به آنجا سر زده ای یا اگر خیلی خجسته دل هستی برای یکی از امضاهای فارغ التحصیلیت لاجرم باید آنجا بروی.  

                                                

ý   همانجا که متصدی اش یکی دو روز در ماه خوش­اخلاق است و اگر خارج از آن روزها مزاحم شوی، مطمئنا موقع بیرون آمدن قیافه­ات دیدنی خواهد بود!!!

ý      همانجا که جرّ و بحث های اساسی بر سر مسایل کوچک را در آن دیده ایم.  

ý   همانجا که اگر کتابی را بخواهی یا ندارد یا اگر داشته باشد چاپ سالهای قبل از انقلاب است (!) و در ضمن نصفی از آن هم احتمالا در جابجایی دانشکده از رامسر به آنجا و از آنجا به اینجا مفقود شده.

ý      همانجا که کتاب های مخصوصش در امانت آدم های مخصوص است؟!

ý      همانجا که ...

 

مقصود نگارنده از نوشته های بالا صرفا معرفی جایی بود که در موردش صحبت خواهد شد.

 

این بار درمورد کتابخانه دانشکده باید نوشت.

 کتابخانه در محیط های علمی نه تنها یک محل استراتژیک به لحاظ  بارور کردن اذهان است که به جهت ارزش­گذاری آن محیط علمی هم حایز اهمیت است.

در عصر حاضر محققان بعد از جستجو های اینترنتی به کتابخانه روی می آورند، مقصود اینکه کتابخانه باید همتراز توسعه علم آنلاین، رشد کند. باری هنوز هم باید برای مسئولانمان ثابت کنیم که تولید علم با کتابخانه­ایی مملو از کتب قدیمی ممکن نیست چه این علم برای گذشته ارزشمند بوده است.

 

دوست عزیز! بیا با هم مقایسه ای انجام دهیم:

از تو برای این کار مدد گرفتم زیرا وقتی اینجا ( کتابخانه خودمان) را با کتابخانه های دیگر دانشکده های کشاورزی مقایسه می کنم بحران تشخیص ام گُل می­کند، که واقعا کدام بهتر است؟

 

کتابخانه ای که خودت کتابت را انتخاب کنی بیشتر می پسندی یا اینکه سفارش کتاب را به کتابدار بدهی و او برایت بیاورد؟ من که چرخیدن بین قفسه های کتاب را بسیار دوست دارم از آن جهت که می توانم کتابی را انتخاب کنم که اصلا برای تهیه آن کتاب به کتابخانه نیامده ام. در ضمن انسان در چنین کتابخانه ای احساس می کند ، تمام کتاب ها برای خودش است زیرا  تک تک کتاب ها را می توانی برداری و نگاه کنی. همین.

بیشتر از این به این کمبود ها نمی پردازم.

 

شعر "امین دانشجویان"

کتابخانه ای داریم به پهنای کلاس / یک کلاس کوچک /  یک کلاس قد کلاس اول/ در دل ساختمانی تنها / کاندر آن هر که رود / زود بیرون می پرد / علتش کمّی اکسیژن است /  یا در آن نیست کتابی / مرتبط با آرمان های درخت / نیست در آن نحوه تربیت گل و چمن / هیچ نیست مربوط به کشاورزیمان /

 

::::::::::::::::::::::......../ این مطلب را نخوانید \........:::::::::::::::::::::: 

کتابخانه بادلین در انگلیس:

« کتابخانه تحقیقاتی مرکزی آکسفورد "کتابخانه بادلین" است که توسط توماس بادلی در سال 1598 تاسیس و در سال 1602 افتتاح شد این کتابخانه با داشتن بیش از 8 میلیون جلد کتاب که طول قفسه های آن به 188 کیلومتر می رسد، دومین کتابخانه بزرگ در انگلستان به شمار می رود. با توجه به قوانین مربوط به کتابخانه در انگلستان، یک نسخه از هر کتابی که در انگلستان چاپ شود باید در اختیار کتابخانه بادلین قرار گیرد. این مسئله باعث شده تا طول قفسه های کتاب در این کتابخانه باسرعت سرسام آور 5 کیلومتر در سال افزایش یابد

کتابخانه بادلین به تازگی دست بهکار پروژه عظیمی با همکاری گوگل شده است تا مجموعه بی نظیر کتاب هایش را دیجیتالی کند.»

 

 

                                           

همايش ها و سمينار ها

یازدهمین کنگره علوم خاک ایران با محور مدیریت خاک و امنیت غذایی

این همایش در تاریخ 21 لغایت 23 تیرماه 1388 در گرگان واقع در پردیس کشاورزی و منابع طبیعی

برگزار می گردد

عکسهايي از اردوهاي مختلف

سلام برای شروع به کار آرشیو عکس وبلاگ دانشکده کشاورزی دانشگاه شاهد عکسهای زیر انتخاب شد:

مهندس خانقلي  منجيل  ورزشگاه آزادي

دوستان گرامی می توانند عکسهایی که خودشان از دانشکده و فعالیت های مرتبط گرفتند را برای وبلاگ شاهدیونی بفرستند.

 ......ما بقی عکس ها در ادامه مطلب......

ادامه نوشته

راه اندازي يك گالري عكس در شاهد يوني

    توجه                                                                                                                     توجه     

      به اشتراك گذاشتن عكس دانشحويي با نام خودتان در شاهد يوني    

بنا به درخواست یکی از بازدیدکنندگان جان مبنی بر راه اندازی یک گالری عکس برای وبلاگ، لذا برآن شدم تا اين خواسته را اجابت كنم و اين كار را از پست بعدي شروع خواهم كرد.

از عزيزاني كه عكس هاي آزمايشگاه، بازديد، اردو و ... دارند ميخواهم براي در معرض عموم قرار دادن، عكس هايشان را به آدرس پست الكترونيك وبلاگ شاهديوني ارسال كنند.

ايميل: shaheduni@yahoo.com

                                                                                        با تشكر / امين دانشجويان

آغاز امتحانات

دانشجويان گرامي!  از اين به بعد بايد همگي درس را در اولويت قرار داده و فقط فقط درس بخوانيم.

امروز را از دست ندهيد فردا پشيمان خواهيد شد.

                               ايام امتحانات

ماشينهاي برداشت

برداشت:   در آوردن محصول از زمين و يا درو كردن  محصول را گويند، كه نسبت به هر محصول روش برداشت متفاوت است، مثلاً براي يونجه، برداشت بصورت خرد كردن گياه و يا گوجه فرنگي، دانه ، دانه جيدن و يا براي ذرت دانه اي ، فقط خوشه ها برداشت مي گردد.

 ماشينهاي محصولات استراتژيك مانند علوفه اي ( يونجه يا شبدر) ذرت ، غلات ( جو ، گندم ، ذرت شيرين ، چاودار ، جودوسر...) سيب زميني، چغندرقند ، پنبه و نيشكر را بطور اجمال مورد بررسي قرار مي دهيم.

 برداشت علوفه

كلمه علوفه بمعني اعم، محصولاتي چون سورگم ،ارزن، تيموتي، جودوسر، علف مراتع و حتي گندم و جو را شامل مي شود اما منظور از كاربرد ، علوفه در اين مقاله گياهان خانواده بقولات ( لگومينوز) يعني يونجه و شبدر ، اسپرس و بالاخص يونجه مي باشد.

يونجه در ايران از شمال تا جنوب كشت مي شود ، در منطقه ساوجبلاغ معمولاً 5 چين درسال و گاهي تا 9 چين مي رسد و در اير ان بيشتر بصورت بسته هاي مكعبي ياآزاد ببازار مي آيد ولي در ساير ممالك به شكل بسته هاي  سيلوئي تر، سيلوئي خشك  و كسانتره نيز در مي آيند.

روشهاي برداشت يونجه :

 يونجه تازه درو شده داراي رطوبت 70 تا 85 درصد بوده كه براي انبار كردن مي بايست به رطوبت 20 تا 25 درصد رساند كه براي تقليل رطوبت ممكن است علوفه را در مزرعه بطور طبيعي براي مدت چند ساعت تا چند روز، بسته به گرمي هوا و شرايط جوي و يا از گرمكن ها و خشك كردن مصنوعي استفاده كرد.

هريك از روشهاي برداشت يونجة، با اتلاف كمي و كيفي همراه است، 5 تا 15 درصد ماده خشك در زير خشك كردن طبيعي در مزرعه در اثر فعاليت آنزيمها از بين مي رود، خرد شدن و ريختن برگها موجب كاهش كيفيت محصول شده ( چون درصد پروتئين برگ ها بيش از ساقه است)،70 درصد از پروتئين گياه و 90 درصد كاروتن ( ويتامين) دربرگها جمع شده است لذا تابش طولاني آفتاب، شبنم و باران باعث اتلاف موادغذايي گياه شده.

در مناطق مرطوب و باراني ، بهترين روش  برداشت آن است كه فاصله زماني بين درو تا جمع آوري از مزرعه را كوتاه نمود، آزمايشات نشان داده كه روش خشك كردن علوفه بصورت آزاد درمزرعه 32 درصد افت و خشك كردن در انبار 26 درصد و با روش سيلو كردن 14 درصد افت پروتئين به كل پروتئين محصول را بهمره داشته است.

 اولين وسيله برداشت علوفه  همان داس بوده است كه در برداشت غلات از حدود 5000 سال پيش استفاده مي شده و هنوز در خيلي از نقاط ايران و جهان سوم استفاده مي شود قداره يا شاميله         تكميل شده داس است كه عملكردي بيشتر و خستگي جسمي كمتر بهمراه دارد يك كارگر با يك داس معمولي حدود 250 مترمربع كه عبارتي براي يك هكتار 40 نفر با شاميله 1000 مترمربع در روز برداشت مي نمايد (براي 1 هكتار 100 نفر نياز است).

ماشينهاي دروگري كه با نيروي دام كار مي كردند در سال 1800 ميلادي اختراع شد كه اولين نمونه آن صفحه مدوري بود كه داس روي آن نصب مي گرديد و سپس دروگرهائي بااصول قيچي با حركت رفت و برگشتي تيغه ها ساخته و تكميل گرديد.

 ساختمان دروگر شانه اي ( رفت و برگشت)

1- شاسي( در 3 نقطه به دوبازوي تحتاني وساق وسط تراكتور متصل مي شود)

2-دستگاه  رانش ( حركت از محور تواندهي تراكتور به اين دستگاه كه شامل تسمه و چرخ است منتقل مي شود)

3-فنر تنظيم وزن ( جهت كنترل وزن دروگر مي باشد)

4- حامي ميله ايست كه پوسته و خارج از مركز را به شاسي متصل مي كند

5- نگهدارنده ، شانه برش  را نسبت به تسمه رانش در يك راستا  قرار مي دهد.

6- ضامن، بصورت قطعه ناوداني و تحت فشار يك فنر كه در برخورد شانه برش بامانع، شانه آزاد شده.

7- كفش ها ، شانه برش و ملحقات آن روي دو كفش داخلي و خارجي حمل مي شوند.

8- تخته رديف، تخته چوبي به كفش خارجي متصل است و علوفه بريده شده را به طرف داخل نوار برش ، مي راند .

9- چوب رديف، دسته اي چوبي به وسط تخته رديف متصل است كه از بيرون افتادن ساقه ها بريده شده به قسمت درو نشده،جلوگيري مي كند .

10- سيستم خارج از مركز ( اسانتريك) حركت حاصل از محور تواندهي تراكتور( دوراني) جهت تامين حركت تيغه هاي برش توسط اين سيستم تبديل به حركت رفت و برگشت مي شود.

11- شانه برش از تعداد تيغه هاي مثلثي كه در كنار هم روي تسمه اي كه زير بند شانه مي ناميم ساخته شده كه اين شانه برش (يا قسمت برنده دروگر) در داخل انگشتي ها و روي پهنه دروگر ، حركت رفت و برگشتي دارد.

تيغه ها داراي آجدار( روي تيغه ) براي محصولات ساقه ضخيم (غلات، يونجه ، شبدر، ...) و سطح تيغه ها را آب كرم مي دهند تا شيره گياهي به آن نچسبيده و اين نوع تيغه ها در ماشينهاي خودگرداني كه شانه برش از سطح زمين ارتفاع بيشتري دارد و نزديك خـــاك و شن نيست بكار مي روند. مورد استفاده تيغه هاي  زير آجدار، شبيه رو آجدار است و پس از كند شدن مي توان دوباره تيز كرد، ولي اين كار در تيغه هاي روآجدار عملي نيست.

 تيغه هاي لبه صاف براي علوفه ساقه نازك چون چمن و آنهائي كه هنگام درو شيره نمي دهند مناسب است در شانه برش اكثر دروگرها از اين نوع تيغه استفاده مي شود.

 انگشتي ها چهار نوعند:

 الف – سنگلاخي ( جنس فولاد يا آهن چكش خوار سخت) و در زمينهاي سنگلاخي بكار مي روند.

ب – انگشتي تخت، چون فاقد رويه محافظ بوده ، در درو ، محصولات پرپشت زياد و يا در هم برهم بودن محصول، احتمال گير كردن محــــصول در انگشتي ها كمتر بوده مورد استفاده قرار مي گيرد.

ج – انگشتي معمولي ، انگشتي دو قلو

 

 تنظيمات :

1-  تنظيم تيغه

  الف – تنظيم تطبيق خط وسط تيغه از خط وسط انگشتي مي گذرد كه براي انجام اين تنظيم ، شانه برش را بطرف داخل و يا خارج، حركت داد و يا طول جلاق دست را تغيير داد.

ب -  تنظيم صفحات پشت بند ، سائيدگي بيش از حد اين صفحات، ارتعاش در  شانه برش افزايش يافته كه صفحات قابل تعويض بوده و يا اينكه با شل كردن مهره هاي نگهدارنده ، صفحات را به جلو رانده تا تكيه گاه ثابت گردد .

ج – تيغه گيره ها: گيره ها بدون آنكه فشاري به تيغه وارد كنند  روي تيغه ها تماس داشته و اگر سرگيره ها فشار زيادي روي تيغه ها وارد كنند سبب سائيدگي ، فشار بار به محور پي تي او وكاهش رواني حركت شانه شده، لذا بهترين فاصلهحدود 1 ميليمتر  بين قسمت عقب كفي انگشتي و زير تيغه مي باشد

د – تنظيم ارتفاع برش، نسبت به شرايط مزرعه و نوع گياه متفاوت است و درو يونجه بايد سعي كرد كه جوانه هاي نزديك زمين باقي بمانند تا رشد محصول براي چين بعدي سريعتر باشد.

و – تنظيم انگشتي ها: نوك انگشتي ها بطور معمول بايد موازي سطح زمين باشند، اما در زمينهاي سنگلاخي آنها را كمي بطرف بالا متمايل كرد  تا سنگريزها را رد كنند، در مزارعي كه محصول خوابيده يا ورس كرده است ، نوك انگشتي ها را بطرف پايين ببريد تا بتوانند بذاحل محصول نفوذ كرده و آنها را بلند كنند، و براي تمايل نوك انگشتي ها با تمايل شانه نسبت به زمين قابل تغيير است، معمولاً بوسيله اهرمي مخصوص صورت گرفته و يا در بعضي دروگرهاي سوار، كوتاه و بلند كردن طول ساقه وسط تراكتور عملي مي شود.

  انواع دورگرها ( رفت و برگشتي) :

1-    دروگر خودگردان ( صندلي دار و بدون صندلي)

2-   دروگرتراكتوري ( ميان سوار، سوار ، نيمه سوار ) و در بعضي از آنها پشت تراكتور ( ساقه ساز) يا  كانديشيز متصل مي گردد كه در مجموع آن را موور كانديشيز گويند.

3- دروگر بشقابي ( اصول ضربه اي) بيشتر براي بريدن علف هاي هرز، مرغزارها، علوفه كنارجاده ها و زمينهاي ورزش بكار مي روند. (دروگر بــشقابي براي درو يونجه توصيه نمي شود) ، چون محصول بريده شده را با برشهاي مجدد به صورت  پودر در آورد و اتلاف مي شود) زارعين ايراني بهرحال ، دروگر بشقابي را بر شانه اي ترجيح مي دهند چون ساختمان نسبتاً ساده تري داشته تعداد تيغه ها و تنظيمات كمتر و ساده تري داشته.

ساختمان دروگر شانه اي:

 1- شاسي

2- دستگاه رانش (تسمه، چرخ تسمه و جعبه دنده) ،  جعبه دنده دو وظيفه دارد يكي تغيير مسير انتقال قدرت ( حركت دوراني محور تواندهي در سطح افق را به حركت رواني در سطح قائم تبديل مي كند) و ديگري افزايش سرعت 540 دور در دقيقه محور تواندهي به سرعت مناسب 3000 تا 2500 دور در دقيقه براي بشقابها.

3- دستگاه برش: متشكل از يك جعبه دنده و 2 يا چند بشقاب، معمولاً داراي 2 يا 3 و گاهي 4 تيغه مي باشد و حركت بشقابها از زير و يا از بالا تأمين مي گردد.

تعداد بشقابها از 2 تا 8 متغير است، قطر بشقابها در چند بشقابي 20 سانتي متر ولي در دو بشقابي هاي بزرگ، ممكن است به 80 سانتي متر و بيشتر هم برسد،

 تعداد تيغه ها در هر بشقاب نيز بسته به نوع دورگر متفاوت است معمولاً 2 يا 3 ولي گاهي به 4 عدد مي رسند ( تيغه ها با زواياي مساوي روي هر بشقاب قرار دارند) و شكل تيغه ها درتمام طول مستطيلي است و يا در انتها مثلثي شده اند، دو طرف تيز هستند كه پس از سائيده شدن مي توان آنها را جابجا كرد و يا تيز كرد.

 

جعبه دنده دستگاه رانش و برش معمولاً از يكديگر مجزا بوده لذا بايد جداگانه واسكازين(90) ريخت .

4-حفاظ، سرعت دوران زياد بشقابها سبب پرتاب سنگ و مواد جامد به اطراف مي گردد از اينرو نوعي حفاظ ( برزنشي - فلزي)  بر روي بشقابها استفاده مي كنند.

5-ساير قطعات ( تخته رديف، وسايل تنظيم چون فنر وزن ، ضامن و ...)

 نوع ديگر از دورگرها با اصول ضربه كار مي كنند دروگر شلاقي گويند كه تيغه ها بصورت عمودي روي يك محور استوانه اي بطور زيگزاك قرار گرفته اند كه با چرخش استوانه، علوفه بريده شده به بالا و عقــــب پـــرتاب مي گردند و عرض كار دستگاه به پهناي طول استوانه مي باشند

 

درو ساقه ساز يا كانديشنر

يونجه درو شده را پس ازكاهش محتواي رطوبت برگ به مقدار معين بسته بندي مي نمايندو چون ، رطوبت ساقه هنوز بيش از مقدار مجاز است و امكان كپك زدن و ضايعات وجود دارد، ساقه را در چند نقطه ترك داده تا آب آن سريعتر تبخير شود و امكان خشك شدن همزمان برگ و ساقه پيش مي آيد، از اينرو وسايلي را برا ي ترك دادن و يا مچاله كردن ساقه و محصول ساخته شده است، كه به ساقه سازها معروفند و مي توان بطور يك دستگاه مستقل پس از موور( دورگرها) استفاده گردد يا توأماً يك ماشين بوده باشد.

شامل قسمت هاي : شاسي، دستگاه رانش( تعدادي چرخ دنده) ، شانه برش ، چرح فلك، غلطكها، رديف كن و كفشها.

اگر سر و صداي زياد از دستگاه شنيده شد، مي تواند اثر نزديك بودن غلطكها باشد و يا تنظيم غلطكها درست نباشد و اگر در برداشت، برگها صدمه ديده باشند و ريزش آنها در روي زمين بهمراه باشد بـــه دابـــل سرعت زياد چرخ و فلك است و يا فاصله غلطكها كم  است و يا بيش از اندازه له مي كند.

جاروها ( ريك ها)  كاشت علوفه با درو كردن خاتمه نمي يابد و چون علوفه گياهي پرآب است بايد قبل از انبار كردن خشك شود و  خشك كردن محصول در مناطق پر آفتابي، با كاربرد موور كانديشنر ( دروساقه سازها) ممكن است، مشكلي نباشد ولي در مناطق كم آفتاب و مرطوب و حتي در نواحي خشك، اگر پس از درو بارندگي شود، مسئله آخرين اســــت، لذا در هر دو منطقه براي جمع آوري  محصول،  لازم است آنها را رديف نمود كه با ماشينهاي ريك ( جارو) انجام مي شود و گاهي لازم مي شود چند رديف را به علت كم پشتي محصول، يك رديف كرد تا خوراك مناسب براي ماشينهاي عمليات بعدي مثلاً بسته بند فراهم آيد و زماني نيز به علت پرپشتي محصول پس از درو ، ممكن است الزام در دو يا چند رديف كردن يك رديف پيش آيد.

جابجا كردن رديف و هوا دادن از ديگر كارهائي است كه جارو مي تواند انجام دهد جاروهاي متداول امروزي به دسته مورب، خورشيدي و بخش كن تقسيم مي شوند.

 در جاروهاي مورب احتياج به نيروي محركه داشته كه از چرخ آنها و حور توندهي و يا نيروي هيدروليك تأمين مي گردد و از نظر نحوه اتصال به تراكتور نيز داراي دنباله بند، نيمه سوار  و سوار هستتند.

جاروهاي خورشيدي : در ايران 4 خورشيدي از نوع سوار بوده و انواع بزرگتر آنها ممكن است نيمه سوار باشند و حركت دوراني از چرخها در اثر تماس نوك انگشتي محيط چرخها با زمين و يا علوفه تأمين مي گردد و اين نوع جهت تبعيت از بلندي زمين، جهت انجام كار بهتر بوده ( بدليل سادگي و تنظيمات كمتر) و همچنين جابجائي خورشيد ها، مورد پسند بهتري براي كشاورزان است و خورشيدي ها ممكن است توپرو يا توخالي باشند.

 اگر در عمليات با جاروي خورشيدي ملاحظه شد كه علوفه جا مي ماند ، بدليل شكسته شدن انگشتي هاست كه مي بايست عوض كرد و همچنين وقتي در حين جارو كردن علوفه مي پرد. بدليل پرش خورشيدي ها است كه مي بايست فشار تاير ( نيمه سوار) را امتحان نمود و يا سرعت پيشروي را كم نمائيم. و اگر شكستگي پياپي انگشتي بهمراه بود مي توان پوسيدگي و زنگ زدگي آنها را چك كرد و همچنين خيلي سطح زمين قرار گرفته اند را، تنظيم كرد. دليل اينكه وقتي علوفه به انگشتي گير مي كند اين است كه سطح مزرعه براي جارو كردن خيلي خيس است.

نوع دگير جاروها، پخش كن مي باشند كه در مناطق بسيار مرطوب و كم آفتاب بكار مي روند به اين به عبارت كه علوفه براي خشك شدن چند روزي روي زمين مانده و به زمين جسبيده كه با اين ماشين آن را بلند كرده و پوف داده تا كپك نزند و بيشتر از نوع سوار مي باشد.

 بسته بندها ( بيلرها)

 ماشينهاي دنباله بند بوده و حركت را از محور توان دهي مي گيرند و علوفه را پس از برداشت از زمين بصورت بسته هاي ( مكعبي ، استوانه اي) در مي آورند.

قسمتهاي مختلف :‌

1-                قسمت بردارنده علوفه

2-                 قسمت خورنده ( خوراك دهي) بصورت هليس يا پيچ ارشميدس 

3-                چنگالها

4-                پيستون

5-                فضاي بسته بند

6-                چرخ ستاره اي ( جهت تنظيم طول بسته )

7-                دستگاه گره زن ( معمولاً 2 عدد) كه سوزن به ازاء هر گره زن ،‌2 عدد مي باشد

8-                ناوداني ( تنظيم فشردگي بسته علوفه )

9-                چرخ طيار( تبديل حركت غيريكنواخت )

ارتفاع بردارنده نسبت به زمين به اندازه اي باشد كه اگر زياد باشد، علوفه روي زمين مانده و اگر كم باشد موجب صدمه خوردن انگشتي ها و همچنين ورود خاك و شن بداخل دستگاه شده لذا مناسبترين فاصله تا زمين  حدوداً 1 سانتي متر است كه در بعضي بسته بندها، بطور خودكار بردارنده را با سيم بالا و پائين كرده و در نوع ديگر توسط پيچ كه روي دستگاه است بالا و پائين مي برند. 

يكي از موارد مهم در بسته بندي ، كشش نخ است كه اگر فشار نخ كم باشد بسته شل شده و اگر فشا بر نخ زياد باشد ، نخ پاره مي شود. تنظيم فشردگي بسته توسط پيچ هاي لنگي در انتهاي فضاي بسته بند در بيرون قرار داشته كه دو ناوداني را نزديك و يا دور مي كند و طول بسته توسط چرخ ستاره اي است كه محل استقرار آن در ناودان  مي باشد.

  

نوع ديگر بسته بندي بصورت استوانه اي است كه خاصيتهاي اينوع نسبت به بسته بند مكعبي بشرح ذيل است:

1- اگر پس از عمل  بسته بندي ، بارندگي شود، آب از بسته استوانه اي نفوذ مي كند، در حاليكه مكعبي ها بدليل فشردگي زياد نفوذ آب سخت است.

2- استوانه اي شكل را با توجه شكل خاصش مي توان در  فضاي باز گذاشت و اگر براي مدت طولاني باشد در انبار قرار مي دهند.

3- حجم بسته بندي استوانه اي معادل 30 بسته مكعبي است لذا حمل و نقل آن صرفه جوئي در وقت است

4- جابجا كردن و يا  بلند و پائين كردن بسته هاي استوانه اي با دستگاه بلند كــــــن خودگردان ( ليفتراك) موجب صرفه جويي در هزينه دستمزدهاست.

5- يكي از اصول مديريت مزار ع علوفه اي اين است كه بسته ها زودتر از مزرعه خارج شود تا فضاي زير بسته ها امكان رشد سريعتر  داشته باشند، از اينرو بسته هاي  لذا استوانه اي اين مزيت را دارا مي باشند.

 

چاپرها يا قورمه كن ها

محصولات علوفه اي شامل كليه علوفه هائي است كه قابل مصرف براي دام است و به محصول علوفه اطلاق مي كنيم كه علاوه بر قطعه، قطعه شدن رطوبت آن در هنگام سيلو كردن 50 تا60٪  بوده باشد تا عمل تخمير در سيلو براحتي انجام شود.

چاپر شامل است:  بردارنده ، استوانه هاي هادي، استوانه برش ،‌پروانه و مالبند كه محور تواندهي از ميان آن عبور كرده است.

 جهت كاهش مقاومت در مقابل برش ، چاپر از نوع دنــــــباله بند بوده ( 2 رديفه) نيمه سوار يك رديفه استفاده مي شود. هــــمانطوركه مي دانيم هرچه قطعات علوفه خردتر و كوتاه تر باشد امكان خروج هوا سهلتر و تخمير هوازي بهتر صورت مي گيرد لذا :

1-  هرچه سرعت دوران استوانه هاي هادي كمتر باشد طول قطعات كوچكتر است بشرط آنكه سرعت دوران استوانه برش ثابت باشد

2-    هرچه سرعت دوران استوانه برش بيشتر با شد طول قطعات كوچكتر مي باشد.

3-    هرچه تعداد تيغه هاي مورب روي استوانه برش بيشتر باشد قطعات ريزتر مي گردند.

نكته مهم: از انجائيكه حركت محور تواندهي به استوانه برش منتقل مي شود و قطعـــه سنگيني مي باشد از اينرو با قطع حركت تواندهي از سمت بيرون و توقف شدن آن، استوانه برش ادامه حركت داشته و مي خواهد  P.T.O را همراه خود بچرخاند و  موجب صدمه آن مي گردد لذا بهترين وسيله نقليه كلاچ يك طرفه بين ايندوست كه وقتي سرعت P.T.O كمتر از سرعت استوانه برش گردد. ايندو را از هم جدا نمايد.

چاپر بيشتر براي خرد كردن ساقه و برگ ذرت علوفه اي بكار مي رود و تنظيمات در چاپر عبارتست از:  تنظيم ارتفاع برش، طول قطعات درو و شدت برش .

1-    ارتفاع برش محصول ، با بالا و پائين بردن تايرها و يا دماغه ها انجام مي شود.

2-    طول قطعات محصول درو شده، با تنظيم حركت استوانه هاي برش و هادي و تعداد تيغه هاي روي استوانه انجام مي شود

3-    شدت برش بستگي به فاصله بين چاقوي ثابت و استوانه برش تنظيم مي شود

4-    سرعت حركت دستگاه، متناسب با كم پشتي و پر پشتي محصول و نيز پستي و بلندي زمين انجام مي شود.

  كمباين:

 غلات قديمترين محصول و بيشترين غذاي ايرانيان و بخصوص جهان سوم بوده و با محصول برنج در رقابت مي باشد. در برداشت غلات نسبت به علوفه مشكلات بيشتري شاهد مي باشيم به اين معني كه علوفه را مي توان پس از درو، از روي زمين جمع كرد ولي غلات را نه تنها نمي شود از روي زمين جمع كرد، بلكه در درو با داس، بايد آهسته روي زمين گذاشت تا ريزش دانه كم شود و ديگر، مسئله زمان برداشت غلات نسبت به يونجه است، كه اگر زود برداشت شود. سبزو نارس است و اگر دير برداشت شود دانه ها ريخته و يا آفت و سن به آن حمله ور مي گردد.

سرعت پيشروي كمباين همانند پياده روي انسان  4 كيلومتر در ساعت مي باشد ( دويدن انسان 6 كيلومتر در ساعت است) و يك كمباين در روز با 8 ساعت كار در روز، 15 و 16 هكتار را برداشت مي كند و با توجه به ثلث افت زماني ( راننده ، تنظيمات ، قطعات يدكي و تعميرات...) بازدهي كمباين را 80 درصد نظر مي گيرند ومي توان گفت ساعتي 1 هكتار.

عمليات از برداشت تا تهيه نان شامل: درو ، كوبيدن ، جدا كردن گاه و كلش از دانه ، بازدادن ، دانه به آسياب، آرد ،‌نان ، مي باشد كه امروزه اين عملياتها طي 4 عمل توأماً انجام مي شود  كه مي گويند كمباين ( توأم) الف : برش ، ب: كوبش ج: جدايش د: تميزش

 انواع كمباين از نظرتأمين توان :

1-    دنباله بند( توسط مالبند به دنبال تراكتور كشيده مي شود)

1-1- براي بكار انداختن و كشيدن كمباين از P.T.O تراكتور استفاده مي شود

2-    1- خود كمباين داراي موتور بوده بنام كمباين دنباله بند موتوري

2-خودگردان( خود راه رفته) بر حسب نوع انباشته كردن گندم :

1-2-كيسه اي: مخزن براي انباشتن بذر نداشته و از مجرائي به گوني متصـــــل مي شود ( معمولاً 4 خروجي)

2-2- انباره اي: كمباين، مخزن داشته ( با ظرفيت 700/1 تا 4 تن ) كه پس از پرشدن در تريلي بمدت 5/1 تا 2 دقيقه تخليه مي كند در حالت ايستاده و يا حين حركت

نكته :  كمباين كيسه اي و يا انباه اي نيز مي توان برحسب موقعيت مكان كار تپه اي و يا دشتي باشد

1-  تپه اي: در نواحي ديم، شيب دار ، اتاق كمباين افقي بوده و فقط دروگر موازي يا متمايل سطح زمين شده ، لذا جك هاي هيدروليكي بين اتاق و قسمت دروگر قرار داده ( دو طرف چرخ هاي عقب و جلو) تا دماغه حالت شيب بخود گيرد ( سيستم خودكار) و نوع ديگر آن دستي است كه توسط راننده  انجام مي شود.

2-    دشت: براي زمينهاي صاف ( مزارع آبي) كمباين معمولي كار مي كند.

كمباين هاي امروزه تا 24 نوع محصول را برداشت مي كنند ولي در ايران بيشتر جو وگندم بوده و متداول در دنيا ذرت شيرين، سورگوم باقالي، بذر يونجه، يونج و .... بوده كه براي هر مورد نياز به تعويض قطعات در يكدستگاه كمباين مي باشند.

كزل: قطعاتي از خوشه گندم كه هنوز بطور كامل كوبيده نشده است

كلش،ساقه هاي خورد شده و يا ساقه هاي روي زمين ريخته شده را مي گويند

كاه : كلش هاي ريز شده را گويند.

ساختمان و اجزاء قسمتهاي مختلف يك كمباين طبق شكل زير مي باشند.

تنظيمات1: سرعت پيشروي كمباين بستگي به شرايط محصول داشته يعني اگر محصول پر پشت مي باشد سرعت زياد بوده و همينطور برعكس، ضمناً براي اراضي مسطح سرعت بالا و در اراضي شيبدار سرعت پائين است و بطور معمول 2 تا 6/7 كيلومتر در ساعت و متداولش 4 تا 5/3 كيلومتر در ساعت

-        سرعت دوراني چرخ و فلك 25٪ بيشتر از سرعت پيشروي كمباين مي باشد

-   فاصله افقي و عمودي تسمه هاي روي چرخ و فلك برحسب شرايط جـــــابجا مي گردد، به عبارتي طوري بايد باشد كه در برداشت ، پائين تر موقعيت خوشه را خم كند تا بـــــداخل كمباين هدايت شود ( البته در ايران رعايت نشده ) و سعي مي كنند از ته بزنند تا از كاهش نيز استفاده شود

­فاصله بند كوبنده و ضد كوبنده ( تنظيمات زير بترتيب انجام مي شود اگر بند 1 جواب نداد تنظيمات را به جاي اوليه برگردانده و بند 2 را انجام داده )

-        اگر در انباره دانة خورد شده زياد باشد.

1-  تنظيم دور كوبنده: دور را كم مي كنيم، نه توسط گاز بلكه توسط اهرم تنظيم قطر پولي كه بعضي ها بجاي پولي چرخ دنده و يدكي دارند

2-    تنظيم فاصله كوبنده و ضد كوبنده : فاصله را توسط اهرم مربوطه زياد مي نمائيم.

-        دانه جدا نشده درانباره زياد مي باشد يا به عبارتي دانه از غلاف در نيامده.

1-    تنظيم فاصله كوبنده و ضد كوبنده : را كم نموده و يا چــــرخ دنده هاي مربوطه را عوض مي نمائيم.

2-    سرعت كوبنده را زياد تر نموده

-در قسمت جدايش ، دانه در پس مانده ه زياد است ( بانمونه گيري)

1-    سوراخ غربالها تنگ است كه بايد تنظيم نمود

2-  سرعت پيشروي  وي زياد است و يا به عبارتي گويند غربالها پيش بار است و اگر سرعت اثري  نداشت، شايد، عوامل ديگر باشد ولي بطور كلي گويند غربالها پيش بار است

- دانه در پس مانده هاي قسمت تميزش زياد است

1- سوراخ الكها را تنظيم مي كنيم

2-بادپروانه را تنظيم نموده از لحاظ تعداد، جهت ، سرعت

- ريزش دانه در قبل از درو زياد است

1- سرعت دوراني چرخ و فلك را تنظيم كرده ( كم مي نمائيم)

2-فاصله عمودي و يا افقي چرخ و فلك ، را تنظيم نموده ( يعني ضربه را به محصول كم مي نمائيم).

3-    مربوط به رقم و زمان برداشت محصول است

-گزل در انباره گندم زياد است

1-    فاصله كوبنده و ضد كوبنده را تنظيم نموده

2-    فاصله سوراخهاي الكها راتنظيم نموده

3-    سرعت بادر را زياد مي نمائيم ( يكي ازعللهاي نادر است).

-گزل در پس مانده هاي قسمت تميزش زياد است

1-    سوراخ الكها را زياد كرده

-موارد ديگري نيز بوده، مثلاً اگر محصول كمي مرطوب باشد باعث پيچيدن علوفه بدور كوبنده شده و يا اينكه خود، علف هرز به دليل اينكه ديرتر از گندم مي رسد، لذا موجب مانع و پيچش مي گردد كه جهت رفع آن دور چرخ و فلك، نوار پيچي مي نمايند. ولي داراي عيبي است كه ريزش دانه بخاطر ضربه مكرر چرخ و فلك، زياد مي گردد قاعدتاً نبايد علف هرز درحين برداشت در مزرعه باشد.

 

ماشين برداشت سيب زميني

بطوركلي 3 نوع سيب زمين مي باشند

1-    سيب زمين كن

2-    سيب زمين درار( كششي، نيمه سوار، سوار) همگي حركت را از P.T.Oتراكتور مي گيرند

3-    كمباين سيب زمين ( كه توأماًً كار سيب زميني كن و سيب زمين درآر را انجام مي دهد

4-    ماشين سيب زميني كن شامل است: تيغه مثلثي كه خاك را نرم كرده و توأماً، غده را كمي بالا آورده

5-    كارد مرور ( بوش ساقه ، علفهاي اطراف رديف را انجام مي دهد)

6-    چرخ تنظيم عمق ( لاستيكي) بهمراه اهرم آن كه بالا و پائين رفتن آن نفوذ تيغه مثلثي را تغيير مي دهد

7-    تيغه مثلثي شغل ( علاوه بر گرم كردن خاك، غده را نيز تا حدي به بالا آورده)

8-  انگشتي هاي دوار، ميله هاي فلزي عمود بر زمين به شكل V  كه بصورت شعاعي قرار گرفته و حين حركت غده ها از خاك بيرون مي آورد

9-    ماشين سيب زمين درآر

10- چرخ تنظيم عمق ( در نفوذ تيغه به خاك مؤثر مي باشد)

11-تيغه هاي مثلثي ( يك يا چند تا) كه به زير پائين ترين غده مي رود

12-نقاله: نقاله از غده ئي بي انتها 1 يا 2 نقاله كه بدور دو غلطك ثابت و متحرك حركت مي كند كه حركت را از P.T.O تراكتور گرفته و يعني زنجيره ها ، لوله يا ميله هائي كه غده را به غلط قرار داده شده كه علاوه بر انتقال غده ها به بالا، خاكها از آنها جدا شود.

13-كلاچ : وسيله ايمني درگير كردن سنگ در سيستم و قطع كردن حركت P.T.O به دستگاه

14-چرخ حمل و نقل

15-كمباين سيب زميني، شبيه همان سيب زميني درار بوده منتهي جند تسمه اضافي قرار داده شده كه عمل ارزش و جدا شدن خاكها و سنگها              شود و چند كارگر بتوانند روي آن بايستند تا شاخه ها و آشغالهاي زائد را در حين با درگيري جدا كند  و تنظيمات در تنظيم عمق كار و يا سرعت حركت دوراني انگشتي ها ( در سيب زمين كن) و نيز تنظيم فاصله انگشتي ها با تيغه بوده و همچنين سرعت نقاله ها و تسمه ها در سيب زميني درآر و كمباين است و موقعيت آن طوري باشد كه حدود1 متر اول در خاك باشند تا آسيبي به محصول نرسد.

10-          ماشين برداشت چغندرقند : اكثراً از P.T.O  تراكتور نيرو گرفته و لي بعضي از نوع خودگردان مي باشند ساختمان كمباين چغندر از سه واحد اصلي ساخته شده است.

الف – واحد سرزن ( چاپر) : سه قسمت است: 1- چاقوي دمار ( تا حدودي شبيه دروگر عمودي كه شاخ و برگها را از روي تاج چغندرقند قطع مي كند)

2-    فلكه انگشتي ( به دنبال چاقوي دوار قرار گرفته است كه شاخ وبرگ بريده شد از روي رديف محصول كنارزده

3-    چغندرياب (عمل سرزن تاج چغندر را انجام مي دهد كه داراي يك چرخ كنگره دار بوده و در پشت آن چاقوي افقي است

4-  ب: واحد چغندركن اين واحد عمل در آوردن چغندر را به عهده دارد كه داراي دوتيغه مايل به هم به صورت مخروط ناقص ساخته شده كه بعضي ماشين بجاي 2 تيغه ،‌2 چرخ مورب در كنار هم تشكيل شده است

ج- واحد تميزكن، عده ها توسط       تفاله روي قسمت تميزكن رفته اولاً با لرزش آن خاكهاي اضافي گرفته شده و غده ها پس روي زمين مي افتد كه امروزه بداخل انباره منتقل مي شود.

بعضي از ماشين ، عمل شستشو را قبل از انتقال به كارخانه انجام مي دهد تا اولاً خاك چسبيده جدا شوند ثانياً خاك زراعي به مزرعه برگشته تنظيمات فاصله چاقوي دوار بايد آنقدر بالا باشد كه فقط شاخ و برگ باغ را بزند و همچنين فلكه انگشتي ها به حدي پائين باشند كه نوك انگشتي تقريباً باچغندر تماس داشته باشند.

 ماشينهاي برداشت پنبه

پنبه گياه ، غوزه است كه داخلش الياف مي باشد كه پس از رسيدن كامل پوشيده غوزه چهار شكاف يا بيشتر برداشته و چون تمام بوته هاي پنبه اغلب همزمان نمي رسند،‌لذا اگر بخواهيم الياف را از غوزه بچينيم، مجبوريم چند بار در مزرعه رفت و آمد داشته باشيم و هر بار غوزه هادي كه باز است برداشت نمود و اگر بخواهم تمام محصول را يكدفعه بچينيم ، 95 درصد غوزه ها باز شده اندو اگر پنبه از نوع مقاوم به باد نباشد بايد از ماشين غوزه چمن ( كه نيم از آنها رسيده اند) رابرداشت كرد بنابراين دونوع ماشين داريم

1-    پنبه چين ها  2- غوزه چين

1- پنبه چين ها: كه فقط الياف را از غوزه جدا مي كند وماشين آن از نوع سوار       بوده كه داراي يك يا بند استوانه عمودي دوار كه روي آن چندين سوزن بنام انگلشتي تعبيه گرديده اند( بصورت زيگزال) كه استوانه ها حين چرخش، انگشتي ها در غوزه ها فرد رفته و پنبه را از داخل آن بيرون مي آورد و سپس از انگشتي ها از ميان صفحات استوانه اي شكل عمودي بنام پنبه گير يا عبور كرده و پنبه ها گرفته شده و بسپس پنبره ها بطرف سبد يا طرف پنبه هدايت شده و در ادامة چرخش انگشتي ها از استوانه ديگري بنام تميز كن كه صفحاتش هميشه مرطوب است پنبه ها گذشته ، تابقاياي پنبه چسبيده نيز پاك گردد.

عيب ، چون اين ماشين ديدينها ي وارد مزرعه مي شود لذا علاوه بر هزينها، خاك مزرعه تيزكوبيده مي شود.

2-    غوزه چين: غوزه بهمراه پنبه هاي محتوي آن توسط ماشين از بوته ها جدا مي شود

3-    عيب اينكار: بخاطر اينكه پنبه غوزه موجود است وبراي انتقال به كارخانه وش و پنبه آن زمان طولاني مي خواهد

4-    محاسن: عدم ورود چند بار ماشين مزرعه

نكته: اگر منطقه بادخيز باشد از غوزه چين استفاده مي گردد و اگر باد نباشد از پنبه چين استفاده مي گردد

ساختمان

هادي: در قسمت جلو ماشين قراردارد كه ساقه را بلندي زده و بطرف ماشين هدايت ميكند

غوزه چين:  در پشت هادي است و از نوع انگشتي و يا غلطكي است

تميزكن و تفاله: بصورت صفحه سوراخ دار كه در بعضي ماشنيهاجديد قرار داده اند كه در زير چرخهاي انگشتي دار قرار دارد ومحصول روي آن ريخته و پس از اينكه ناخالص هاي جدا شده، پنبه تميز به داخل باركش يا مخزن مي رود.

در غوزه چمن ،تنظمي كه مهم  است تنظيم غلطك هاست كه فاصله بين تيغه و غلطك و يادو غلطك اگر زايد باشد غوزه  چيده نشده و اگر فاصله كم باشد، ساقه برگ نيز زايد وارد ماشين مي گردد كه بوسيله اهرمي كه در نزديك راننده است تنظيم مي شود.

و سرعت مناسب بستگي به پر پشتي و يا كم پشتي محصول دارد سرعت متوسط با ماشين يك رديفه 1 تا 5/2 هكتاردر ساعت است.

ماشين هاي كاشت و داشت

مقدمه :  در زمانهاي قديم براي محفوظ نگهداشتن بذور ، آنها را در زير خاك پنهان مي كردند كه پس از گذشت مدتي مشاهده نمودن كه بذور محفوظ شده سبز گرديده است كه ازآن به بعد. انسان ها  به كاشت و روئيدن ، پي بردند و با مرور  زمان، وسائل مختلف كاشت تكميل و مجهزتر شد تا در سال 1823 چوبي كه داراي قطري بود و بذور در داخل آن ريخته شده بود توسط نخي متصل به دست فرد كارنده، در شيار ايجاد شده توسط شياركن چوب، مي افتاد و بذور نيز در تماس با خاك سبز مي شوند.

 باگذشت زمان بذورپاشي هاي دستي ( پران) و دامي و تراكتوري( بذر كارهاي كششي) رايج گرديد.

 عمليات دستگاه بذركار:

1-    بازكردن شيار در خاك توسط شيار بازكنها ( فاروئر)

2-    توزيع بذر از داخل مخزن كه توسط سيستم مخصوص يانوار، بذور بصورت يكنواخت توزيع مي شود( موزع)

3-    انتقال بذر بداخل خاك ( لوله سقوط )

4-    پوشانيدن بذر در خاك (پوشاننده )

5-    فشردن بذر جهت تماس با خاك ( چرخ فشار)

6-  دستگاههاي بذركار بدو شكل خطي كار و رديف كار مي باشند و فاصلة رديفها يا خط ها 15 تا 25 بوده فاصله بذور روي خطوط در خطي كارها، الگوي خاصي ندارند و گاهي تراكم بذور در كاشت مانع رشد علف هرز شده ، ليكن در رديف كار فاصله بذور از هم معين و مشخص ( انتخابي) مي باشد و سهولت در ورود ماشين آلات درزمان داشت را امكان پذير مي سازد و به اشكال تكدانه كار، كپه كار و مربع كار ساخته شده است.

نكته :  براي كاشت گندم بهتر است از خطي كار استفاده گردد.

ساختمان بذركار:

1-  مخزن : مخزن بذركار خطي كار ( كوديابذر) سراسري و يك تيكه است ( جداازهم) ولي مخزن بذور و كود در  بذركار رديفي براي هر كارنده مستقل و مجزا بوده.

2-  موزع ( توزيع كننده بذور) در خطي كارها بصورت شيار دار و چرخ دندانه ائي است وگودي و طول شيار در ميزان بذر مؤثر بوده و نيز در موزع چرخ دندانه ائي ، ابعاد دندانه  تغيير دور دوراني صفحه ، در مقدار بذر مؤثر بوده وموزع در رديف كارها بصورت صفحه اي ، پياله اي .‌چرخ انگشتي، دريچه اي ، چرخي ، زنجيره اي مي باشد.

 3- لوله سقوط ( خرطومي ، فلزي ، مارپيچي يا تلسكوپي ) انتهاي مخزن را به شيار داخل زمين مرتبط مي سازد و داراي حركت ارتجاعي با مانع داشته و اگر دستگاه فاقد لوله سقوط باشد، افتادن بذر از مخزن در حين حركت تراكتور، بذر در مكان مناسب قرار نمي گيرد.

4- شيار بازكن ها: كفشكي پله بلند براي خاكهاي سفت و كفشكي پله كوتاه براي خاكهاي نرم( جلوگيري از ريــزش خاك) بكارميرود و نيز به اشكال بشقابي، چاقوئي و چاقوئي بشقابي مي باشد.

نكتة: در بذركاري علوفه اي و يا كاشت چمن ، بدليل ريزبودن بذور آنها، عمق كاشت ناچيز است( حداكثر 5/2 سانتيمتر) لذا مي توان بذر را در سطح خاك پاشيده  سپس توسط ماله يا با كشيدن گوني آنها را به زيرخاك منتقل ساخته، اگر با ماشين بخواهيم عمل كنيم ماشيني آن بصورت مخزن يك تكه منشوري بوده كه در زير مخزن كمي عقب تر غلطكهاي يك درميان مفرس تعبيه مي شود كه باعث كوبش بذر به خاك مي گردد.

 روشهاي كاشت رديفي

1-  كشت مسطح : مسطح مزرعه صاف است و كاشت بصورت خطي و قاعدتاً آبياري كم نياز داشته و در ايران رواج كمتر داشته مگر مناطق پر باران

2-  كشت روي پشته: مناطقي كه داراي زه دار و نسبتاً سرد باشد، به اين شكل كه رطوبت در داخل جويها پائين رفته تا سرما گياه را اذيت نكند و همچنيـــن مناطقي كه پر آب هستند مي توان گياه را روي پشته ها كاشت.

3-  داخل جوي: مناطقي كه خشك و كم آب هستند گياه را در داخل جوي مي كارند تا بيشتر آب را جذب نمايد و همچنين در مناطقي كه زمين شور است بدليل صعود نمك بر روي پشته ها، بهتر است گياه در داخل جوي كاشته شود.

 غده كارها و نشاء كارها

با ساخت  ماشينهاي سيب زميني كار، كاشت سيب زميني كه كاري طاقت فرسا دستي بود به فراموشي سپرده شده است اين ماشين داراي گردونه اي است كه روي آن قاشقك يا چنگال تعبيه شده است كه غده را ضمن حمل كردن از مخزن در فواصل معين در دل خاك قرارداده و دستگاه بدليل سنگيني زمين، بيشتر دنباله بند مي باشد و حداقل داراي 2 چرخ حامل، شيار بازكن ( كفشكي يا بشقابي) پوشاننده ( بشقابي ) و يك سكو تاشو، جهت نشستن و نظارت بركار دستگاه و يا بارگيري مي باشد.

دستگاه نشاء كار، كاشت نشاء گوجه فرنگي ، بادمجان ، فلفل ، برنج و توتون را انجام مي دهد و از 2 بشقاب مدور چرخان تشكيل شده و با چرخش آنهاو باز شدن آن دو در يك نقطه. كارگر نشاء را در داخل آن قرار داده و ضمن ادامه چرخش ، صفحه باز شده و نشاء در خاك قرار گرفته ( از طرف6 ريشه ) نوع جديد تر آن نشاء را در گلدانهاي مخصوص كه از موادغذائي پر است كاشته و ماشين توأماً گلدان و نشاء را درون خاك قرار مي دهد.

بذرپاشها:

 در گذشته هاي نه چندان دور ، كاشت بذور با پاشش بذر با دست از كيسه اي كه به گردن زارع آويزان بود انجام مي شد كه بعد از مدتي يك صفحه پرآن در زير آن كيسه قرار دادند كه با چرخاندن آن بذور با سرعت در شعاع چند متري پاشيده مي شد. و سپس بذر پاش ماشين( تراكتوري ) صفحه اي و يا پاندولي به بازار عرضه گشت.

3 نكته مهم در الگوي پخش در بذر پاشي مهم است:

1- انحناء پره ها

2- زاويه قرار گرفتن پره ها( محل استقرار پره ها)

3- ارتفاع دستگاه از زمين.

انواع ماشين آن بصورت سوار كار ( با محور پي تي او،) كششي ( حركت دستگاه از چرخش محور چرخهاي دستگاه تأمين مي شود) موتور گـــــرد ( حركت از موتور مستقل تأمين مي گردد).

داشت:  طولاني ترين مرحله عمليات كشاورزي است و بمنظور با لا بردن توليد و بازده محصولات كشاورزي با راههاي مختلف مي باشد و مواد غذائي براي گياه از همه مهمتر، ازت، فسفر، پتاس، و آب و هوا بوده،كه فسفر و پتاس را قبل از كاشت و يا هم زمان كاشت به خاك اضافه كرده و چون ازت زود حل مي شود مناسب است بعد ازكاشت و يا مراحل مختلف رشد گيــاه ( كود سرك) اضافه نمود،

 مسئله مهم در داشت وجود علفهاي هرز و آفات و حشرات است كه موجب از بين بردن مواد غذائي خاك و نيز افت كمي و كيفي محصول را بهمراه داشته كه موارد لازم در اين مرحله عبارتند از:

1-    كنترل علف هاي هرز( مكانيكي، شيميايي)

2-    كنترل حشرات ( شيميايي ، بيولوژيكي)

3-    كودپاشي ( شيميايي ، دامي)

4-    آبياري ( كرش، نشتي، تحت فشار)

5-    سله شكني و تنك كني

با عمليات وجين كاري كه بادفع علفهاي هرز انجام مي شود بمنظور سست نمودن لايه سطحي خاك، جهت نفوذ رطوبت بوده و نيز با عمل قطع لوله هاي مؤئين در خاك، رطوبت موجود حفظ مي شود ، ماشين  آن بنام كليتواتور داراي تيغه هاي پنجه غازي و بيلچه اي است.

 جهت مبارزه با علفهاي هرز در اطراف گياه اصلي ، 3 نكته مهم را با ماشين رعايت نمود: كنترل مسيرحركت حين رانندگي تراكتور، استفاده از تيغچه هاي نيمه و اتصال حائل يا سپر.

 بذر  فشان يا كودپاشي ادوات تأمين مواد غذايي براي گياه ( كود پاشي همانند ادوات بذركار مي باشند: ) ( كود را در سطح مزرعه بر اثر نيروي گريز از مركز بصورت پران پاشيده مي شود. كودكارها( كود توسط موزع و لوله سقوط در دل خاك قرار مي گيرد)

كود ريز ( همانند كودكارها بوده و فاقد لوله سقوط وموزع مي باشد و كود مستقيماً از سوراخ مخزن در روي سطح خاك مي ريزد

نكتة مهم:  در كودپاشي الگوي پخش مهم است كه اگر رعايت نشود ،عمل همپوشاني براي هر رفت و برگشت در مزرعه كامل نبوده و يا اينكه ، همپوشاني تكرار مي گردد ( مصرف بيش از حد) و به عبارتي در سطح زمين ناهمواري هائي مشاهده مي شود كه دو تنظيم بايد انجام شود:

1-     تنظيمات طبق دستورالعملهاي دستگاه

2-  با انجام روش آزمايشي مزرعه اي ضمناً در يكنواختي توزيع كود، ارتفاع دستگاه از سطح زمين و سرعت شعاع پرتاب را نيز مراعات كرد.

سمپاش ها يا پاشنده ها: كـــود يا سم را بصور مايع يا پودري مي پاشند و از مواد شيميايي براي كنترل علف هرز و مبارزه با آفات استفاده مي شود.

1-  مايع پاشها: دستي ( اندازه هاي مختلف از امشي خانه تاتلمبه هاي دستي در گلخانه ها) - موتوري ( پشتي ، زنبه اي ، تراكتوري )

2-     گردپاشها ( بيشتر در باغات و درختان)

3-     گاز پاشها( بيشتر در جاهاي سرپوشيده)

4-  گاهي براي مبارزه با دفع علفهاي هرز از كلتيواتور استفاده نمي شود ، بلـــــكه با شـعله افكني ( سمپاشي پشتي ) ، آنها را از بين مي برند به اين خاطر كه اولاً بذور بعضي از علفهاي هرز براحتي  بر اثر مواد شيميايي از بين نمي روند. حتي اگر خود گياه از بين رود ثانياً بعضي از گياهان هرز مثل مرغ پس از خشك شدن و يا با مبارزه شيميايي از بين رفته ولي ريشه شان در خاك باقي مانده كه با سوزاندن موجب از بين رفتن آن مي گردد.

در سمپاشي با تراكتور ( داراي تيريابوم افشانك) نيز الگوي پخش مهم بوده :

1-    استقرار افشانك در روي بوم ( زاويه دار يا مستقيم)

2-    فاصله بين افشانكها

3-    ارتفاع تير يا بوم افشانكها از زمين

نكته:  اگر هنگام كار پاشش انجام نگرفت، سوپايهاي دستگاه را بازرسي نمود. و در خاتمه هر عمليات سمپاشي دستگاه را تميز و شستشو نمود،و قطعاتي كه نياز به روغن كاري دارد روغن كار نمود.

ادوات آماده كردن زمين

مقدمه:  بذور براي رشد و بيرون آمدن جوانه يا گياهك ، محتاج به رطوبت مي باشد و براي گرفتن رطوبت مي بايست بذر با دانه هاي خاك تماس حاصل نمايد، از اين رو هرچه سطح تماس بيشتر باشد رطوبت جذب شده نيز بيشتر گرديده ، لذا دانه هاي خاك به اندازه اي متناسب با بذر خورد و كوچك شده باشد بهتر بوده .

مراحل مختلف عمليات در كشاورزي :

1-    خاك ورزي يا آماده كردن زمين

2-    عمليات كاشت

3-    عمليات داشت

4-    برداشت

5-    عمليات بعد از برداشت

خاك ورزي يا آماده كردن زمين : يا عمليات قبل از كشت دو حالت بوده:

 1-1 عمليات اوليه يا شخم كه توسط گاو آهن ها صورت مي گيرد و بهترين زمان بلافاصله بعد از برداشت محصول قبلي مي باشد كه هنوز خاك رطوبت دارد و راحت تر شخم مي خورد.

2-1- عمليات ثانويه يا تهيه بستر بذر، كه در اين عمليات كلوخهاي درشت به قطعات ريزتر تبديل مي گردد، كه درجه ذرات خاك خرد شده بستگي به نوع بذر قابل كشت دارد كه اين عمليات توسط وسايلي از قبيل ديسك، كلتيواتور ، پنجه و ... صورت مي گيرد.

 ادوات قابل استفاده در عمليات اوليه ( شخم)

ادوات اوليه شخم از لحاظ نيروي كشنده به گاو آهن دامي و تراكتوري تقسيم مي گردد و هر دو مي تواتند يك طرفه و يا دو طرفه باشد

گاو آهن بومي عبارت است از يك تيغه كه بوسيله تيرك به دام بسته مي شود و در حين كار بدون آنكه خاك را برگرداند، فقط شيار ايجاد مي كند و دام نيز چون نمي تواند مسير مستقيم را طي كند، شيارهاي كار نشده باقي مي ماند و هدايت گاو آهن با فشار دادن فرد به تيرك است.

يك قاعده كلي در زمان شخم زدن است كه زمين حالت گاو رو باشد يعني وقتي مقداري خاك را مشت مي نمائيم، نبايد حالت چسبيده و يا پخشيدگي تحت الارض به خود بگيرد و همچنين عملياتي كه در خاك ورزي صورت مي گيرد  نبايد موجب شود كه خاك تحت الارض  مرده را با سطح الارض مخلوط نمايد.

  گاو آهن تراكتوري عبارتند از گاوآهن برگردان دار- گاوآهنهاي مخصوص ،

 گاو آهن برگردان دار به 3 حالت :

1- كشي

يك خيشه

يك طرفه

2- سوار

 

 

3- نيمه سوار

چند خيشه

دو طرفه

ادامه نوشته

تقویم آموزشی نیمسال دوم سال تحصیلی 87-88 (9/10/87)

این برنامه از سایت دانشگاه گرفته شده است:
موارد تاریخ انجام موارد آموزشی
ثبت نام شنبه 12/11/87 تا چهارشنبه 16/11/87
شروع کلاس ها شنبه 19/11/87
حذف و اضافه شنبه 3/12/87 تا دوشنبه 5/12/87
حذف اضطراری شنبه 19/2/88 تا یکشنبه 20/2/88
پایان کلاس چهارشنبه 20/3/88
امتحانات پایان نیمسال شنبه 23/3/88 تا چهارشنبه 10/4/88

 

عاشورا آمده است؟!

عاشورایی دیگر در محرم ....

دانشگاه به دانشجویان دانشکده کشاورزی بدهکار است.

از جلسه استقبال خوبی نشده است. این را می توان از تعداد دانشجویان شرکت کننده در این جلسه فهمید.

مسئولان حاضر در جلسه:

دکتر نصر ( معاونت امور دانشجویی دانشگاه شاهد)

دکتر ترابی ( رئیس دانشکده کشاورزی )

دکتر قاعدی ( رئیس اداره بهداشت )

آقای کلهر و یکی دیگر از مسئولان...

            

جلسه با مقدمه ای که دکتر ترابی از دانشکده کشاورزی داشتند، آغاز شد . ایشان به نواقص موجود در دانشکده اشاره می کند و در آخر با این جمله سخنانش را به پایان می رساند که :

"دانشگاه شاهد به دانشجویان دانشکده کشاورزی بدهکار است".

 

در ادامه دکتر نصر صحبت می کند ، ایشان قریب به 15 دقیقه پیرامون واقعه عاشورا صحبت می کنند (!) و امام حسین را با امامان مختلف مقایسه میکند و در انتها نتیجه می گیرد که:

"امام حسین خیلی با دیگر امامان فرق دارد!!!".

 (البته باید اضافه کنم که ایشان به مقدار دقیق این فرق اشاره نکرد.)

 

بچه ها شروع می کنند به طرح سوالاتشان، یکی از کمبود ها می گوید و دیگری از کارشکنی ها ؛ یکی دغدغه های شخصی اش را مطرح می کند و دیگری .... و نوبت به خیلی ها نرسید.

حالا نوبت مسئولان است که جواب دهند. آقای کلهر (سمتشان را نمی دانم) در جواب یکی از بچه ها و برای شروع نطقشان اینگونه سر سخن را باز می کند :

گنه کرد در بلخ آهن گری    گردن یک آهن گر دیگر را در شوش بریدند (!!!)

خواندن اینگونه این شعر گل لبخند را بر لب حضار نشاند ولی همه را در این فکر فرو برد که این مسئول محترم با این سطح سواد چگونه می خواهد پاسخگوی دانشجوی منتقد باشد.

 

در این جمع آقای دکتر قاعدی هم حضور داشتند که اگر جلسه تنها ده دقیقه دیگر ادامه می یافت ایشان روی همان میز می خوابیدند.

 

سخن " امین " :

با عنایت به تمام کم و کاستی های دانشگاه شاهد و در راستای صبر در برابر مشکلات موجود همیشه این شعر را برای خودم تکرار میکنم:

ور نبود مشربه از زر ناب     با دو کف دست توان خورد آب

و وقتی مسیر دانشکده 1 و 2 را پیاده گز می کنم اینگونه دلم را متقاعد میکنم که :

ور نبود خنگ مطلا لگام      زد بتوان بر قدم خویش گام

ولی در پایان  لازم می دانم سوالاتی را که باعث ایجاد دغدغه در ذهن دانشجویان شده است را مطرح نمایم:

1)   یک پاسخ شفاف در مورد خاص شدن دانشگاه را باید از چه کسی شنید؟ واقعا نمیدانیم به حرف دکتر ثقفی می توان اعتماد کرد یا به نوشته های دفترچه سازمان سنجش؟

2)   در آستانه ورود به سال 2009 میلادی هنوز هم دانشکده کشاورزی یک وب سایت پویا و به روز ندارد تا اخبار  و  اطلاعات روزانه دانشکده را بتوانیم از روی آن بخوانیم . دلیل آن چیست؟

3)   حضور پیوسته اساتید بزرگی چون دکتر کاشی و اساتید مدعوی که حتی اتاق خاصی برایشان در نظر گرفته نمیشود را چگونه برایمان تضمین می دهید؟ و آیا حقیقت دارد که ایشان ( دکتر کاشی ) به دلیل اختلاف بر سر مسائل مالی از سال آینده به دانشگاه شاهد نمی آیند؟

4)   مسئول عزیز! که با افتخار پیرامون هزینه ای که برای سلف کرده ای سخن می رانی؛ آیا در مورد ارتقای هئیت علمی دانشکده کشاورزی نیز به همین اندازه بودجه کنار گذاشته اید؟

5)   لزوم ساختن آلاچیق های پشت خوابگاه شهید آوینی چیست ؟ در صورتی که همه می دانیم همان چند آلاچیق قبلی هم کارایی خاصی نداشت و دانشجویان ساکن در خوابگاه از آن بهره نمی بردند. و آیا این مورد هم در راستای زیبا سازی اطراف ساختمان کارمندان است؟ اگر جز این است چرا این خرج هنگفت را در اطراف دانشکده ها انجام ندادید ؟

6)      ....

گفت و گوی دکتر ترابی با خبرگزاری فارس

رئيس دانشكده كشاورزي دانشگاه شاهد در گفت‌وگو با فارس:
سياست‌هاي آموزشي و پژوهشي در كشور همسو شوند
 

خبرگزاري فارس: رئيس دانشكده كشاورزي دانشگاه شاهد گفت: افزايش وظايف استادان در حوزه آموزش موجب مي‌شود كه آن‌ها ديگر مجالي براي انجام فعاليت‌هاي پژوهشي نداشته باشند؛ بر اين اساس لازم است سياست‌هاي آموزشي و پژوهشي در كشور همسو شوند.

حسين ترابي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، با تأكيد بر ضرورت كاربردي كردن پژوهش در كشور اظهار داشت: بايد از كساني كه پژوهش‌هايشان در حل مشكلات كشور مؤثر است، تقدير كرد.
وي وظايف آموزشي استادان و كمبود تجهيزات و بودجه را از جمله چالش‌هاي فعاليت‌هاي پژوهشي در كشور برشمرد و گفت: افزايش وظايف استادان در حوزه آموزش موجب مي‌شود كه آن‌ها ديگر مجالي براي انجام كارهاي پژوهشي نداشته باشند؛ بنابراين بايد سياست‌هاي آموزشي و پژوهشي در كشور همسو شوند.
ترابي با بيان اين كه فرصت‌هاي عرصه پژوهش در كشور بسيارند، افزود: در كشور نبايد فقط به درآمدهاي نفتي بسنده كرد؛ چرا كه اين كار ما را از توجه به به عرصه‌هاي ديگر غافل مي‌كند.
وي خاطرنشان كرد: كشور ما 9 اقليم از 10 اقليم جهان را داراست و همين امر يك فرصت‌ بزرگ براي كشور ما محسوب مي‌شود؛ كه اگر با يك ساختار برنامه‌ريزي شده همراه باشد، مي‌توان از آن براي بهبود وضع كشور استفاده كرد.

پارک ها و اصول طراحی فضای سبز

با پیشرفت صنعت و وجود کارخانه های صنعتی در نزدیکی شهر ها و دیگر عوامل از جمله، رفاهی و .... موجب افزایش جمعیت در شهرها همراه با ازدیاد آپارتمان ها گردیده است. بنابراین ایجاد فضای سبز در شهرها ضروری به نظر می رسد. اینگونه تحولات بیشتر در کشورهای در حال توسعه بروز می نماید. لذا متخصصین فضای سبز توصیه می نمایند که درس شهرهای بزرگ سطح فضای سبز به حد استاندارد 12 تا 30 متر مربع به ازاء هر نفر باشد. در مورد اثرات فضای سبز در آب و هوای منطقه، تعدیل درجه حرارت جلوگیری از فرسایش آبی و بادی، بهداشت محیط، در روحیه افزار جامعه و آلودگی های حقوقی بخشهای بسیاری شده و نتایج آن بصورت جداول متعدد در مناطق مختلف دنیا ارائه گردیده است. از نقطه نظر تأمین اکسیژن و تهدید هوا ضرورت وجود فضای سبز در شهرهای پرجمعیت و پرترافیک بسیار مهم و اساسی است. هنگامی که سطح پوشش گیاهی در منطقه ای افزایش یابد، در تغییرات درجه حرارت خاک و هوا مؤثر است و ؟؟؟ تعدیل را به وجود می آورد. (مثل داشتن یک چمن خوب). فضای سبز مانع تابش مستقیم نور آفتاب و تبخیر شدید می شود. در مناطقی که رطوبت محیط کم است خاک شدیداً آسیب پذیر می گردد. لذا کاشت و افزایش گیاهان مقاوم به عنوان حفاظت از خاک و جلوگیری از فرسایش بسیار لازم و ضروری است. پوشش گیاهی مؤثرترین وسیله کنترل انواع فرسایش (آبی، بادی و ....) می باشد و پوشش گیاهی مناسب سرعت بادها در سطح خاک کم و مانع جابه جایی آن می شود. به طونر کلی می توان گفت بشرط جمعیت ترکیب غیر قابل تفکیکی می باشد. لذا همیشه بین این دو عامل ارتباط کامل برقرار و بدون هماهنگی زندگی بشر میسر نیست. از یک ؟؟؟ راجع به رابطه بشر و طبیعت اینگونه اظهار می دارد. عمیق ترین احتیاج بشری همان یکی شدن با طبیعت است او به هر عنوان باید جدایی بین خود و طبیعت را از بین ببرد، به طوری که مسئله زندگی و طبیعت لازم و ملزوم یکدیگر کند. از آنجایی که ماهیت فکری و احساسی بشر دو از طبیعت نیست. لذا برای نزدیک شدن به آن و گریز از ارتفاعات آسمان خراش ها، آهن ها و تجملات مصنوعی سعی داشته نمونه هایی خرد شده و کوچک از طبیعت آزاد را در کنار خود محلق و نگاهداری نماید.

ایجاد پارک و باغ و فضای سبز در شهرها و حومه آن ها تأثیر بسزائی در سرعت تن و رمان، فعالیت های اجتماعی شهر نشینان، تأمین اقتصاد سالم کشور، رشد جمعیت، ضریب هوش بالا و افزایش توان کار و فعالیت مردم داشته و شکل جدید و رضایت بخشی بر زندگی شهرنشینان می دهد. پارک و فضای سبز باید در راستای ضروریات زندگی شهری، پاسخ به انتظارات شهرنشینان و تأمین الگوی با ارزش و معنی راز زندگی و بر اساس مفاهیم فرهنگ ملی جامعه صورت گیرد.

ادامه نوشته