پيشگفتار :
بسياري از تصميمهاي مهم مديريتي كه توليد كننده دام اتخاذ مي‌كند، مربوط به مديريت منابع علوفه در قستي از زمين مي باشد. بازده اقتصادي و بيولوژيكي، هردو بوسيله توانايي توليد كننده براي هماهنگ كردن نوع حيوان و نيازهاي تغذيه اي به منظور كيفيت و در دسترس بودن علوفه براي تمام مدت سال تحت تاثير قرار مي‌گيرند.
اين مقاله موارد زير را مورد توجه قرار مي دهد : اهداف چرا، اينكه چگونه تصميمات مديريتي وكنترل علوفه مي تواند عملكرد حيوان را تحت تاثير قرار دهد و چگونه نوع عملكرد و تصميمات كنترل حيوان، بهره‌وري در چراگاه را تحت الشعاع قرار مي دهد.

اهداف چرانيدن :
از نقطه نظر علوفه، چهار هدف كلي براي مديريت چرا وجود دارد. توليد كننده، حيوان در حال چرا را براي دست يافتن به هر كدام از اهداف زير استفاده مي كند:
1- حفظ توازن گياهي : شدت چرانيدن، رقابت بين گونه هاي گياهان را تحت تاثير قرار ميدهد. يك نمونه مربوط به حفظ خانواده بقولات(لگوم) همراه با علف فصل سرما(گراس) مي‌باشد كه كوتاه نگه‌داشتن بلندي علوفه، براي بغولات مفيد مي‌باشد. اين نكته به تنهايي برخي انواع سيستم چرايي متناوب را توجيه مي‌كند. علت اصلي چيره‌شدن فستوكا، مقاومت گراس تحت شرايط كنترل و مديريت ضعيف مي‌باشد. سيستم چريدن كه از تناوب ساده 6-3 چراگاه استفاده مي كند، به گياهان ديگر امكان رقابت با فستوكا را مي‌دهد و تنوع علوفه‌ها را موجب مي‌شود كه حاصلخيزي را مي‌تواند افزايش دهد. اكثر توليد كنندگان نمي توانند يك توده از بقولات كافي را بدون استفاده از برخي انواع سيستم چرانيدن تناوبي كه بقولات اجازه بذرافشاني مجدد را مي‌دهد نگه دارند.
2- كمك به رشد سريع : مطلب اصلي داشتن سطح برگ كافي براي فتوسنتز و ذخيره سازي كربوهيدراتهاي غيرساختاري است.
اگر مدت زمان چريدن بر روي گياه بسيار كوتاه باشد؛ ميزان رشد مجدد بخاطر سطح برگ محدود، كاهش خواهد يافت. استراحت ناكافي گياه پس از چرا، ذخيره سازي كربوهيدراتها را محدود مي‌كند و ممكن است مقاومت را كاهش دهد. رشد گياه نيز با بلوغ گياه آهسته مي‌شود. چريدن بر روي قسمت فوقاني علوفه نيز باعث رشد سريـعتر و تاخير بلوغ (توليد اندامهاي زايشي) خواهد شد. از بعد حيواني، چرانيدن بر روي علوفه در زمان بسيار كوتاه، درونكشي (جذب) و ميزان پذيرش علوفه در دهان را كاهش مي‌دهد، زيرا حيوان نمي‌تواند مقدار كافي علوفه را با هر لقمه بدست آورد. در چراگاه‌هاي گراس و بقولات در فصل سرما، در صورتيكه علوفه داراي ارتفاع 15 تا 25 سانتيمتر (6 تا 10 اينچ) باشد، حيوان داراي ميزان پذيرش بالايي است.هنگامي كه ارتفاع علوفه كمتر از 5/7 تا 10 سانتيمتر (3 تا 4 اينچ) باشد، آنگاه ميزان پذيرش و درونكشي تا نصف مقدار كاهش مي يابد. ارتفاع ويژه‌اي كه در آن، ميزان پذيرش دام محدود مي‌شود، براي علفهاي كوتاه بخاطر تراكم رشد متفاوت مي باشد، اما با علوفه‌هاي بلندي كه در ارتفاع كوتاهتري چريده مي‌شوند از نظر جذب توسط حيوان شبيه مي‌باشد. لذا، به منظور حفظ سطح برگ كافي براي رشد سريع و حفظ همزمان و پذيرش بالا بوسيله حيوان در حال چرا، بايد از چرانيدن در علفزار به مدت بسيار كوتاه اجتناب كنيم.
3- سازگاري بين محصول و كيفيت: اين هدف در سراسر مقاله ذكر خواهد شد. بطور طبيعي، محصول به وسيله عوامل غير قابل كنترل نظير توزيع بارندگي،نوع خاك وعوامل كنترل پذير مانند حاصلخيزي و گونه تحت تاثير قرار مي گيرد. كليد دستيابي به محصول، عبارتند از: توانايي تخمين علوفه موجود در هر مرحله زماني و كنترل اينكه علوفه كيفيت مورد نياز حيوان در حال چرا را داشته باشد. كيفيت عمـدتاً از طريق مديريت چرا با تلاش براي نگهـداري علوفه در حالت رويـشي تعيين مي شود. توليد كننده بايد نيازهاي تغذيه اي گروههاي مختلف حيوانات چرانيده شده را درنظر داشته باشد و با توجه به نياز دام، مديريت نمايد. در اين رابطه، توجه به اين مساله مهم است كه پارامترهاي كيفيت كه براي ارزيابي علوفه خشك بكار رفته‌اند، كه نسبت به ارزيابي علوفه موجود براي حيوان در حال چرا، مفهوم كمتري پيدا مي‌كنند، زيرا حيوان بطور گزينشي چرا مي‌كند و بدليل رفتار چريدن و موجود بودن علوفه طبيعي تاثير بيشتري بر درونكشي و پذيرش توسط دام نسبت به كيفيت (و پارامترهاي ارزيابي شده علوفه خشك) مي‌گذارد.
4- به حداقل رساندن چمن زني و بريدن علوفه : چينش و كوتاه كردن علوفه چراگاه ارزش بالقوه براي توليدكنندگان گاو مي‌باشد. در برخي شرايط، از حيوانات ميتوان براي به حداقل رساندن اين كار استفاده كرد.چرانيدن گونه هاي مختلف(نظير گوسفند و چهارپايان ديگر) موثر مي باشد. همچنين، برخي علفهاي هرز (مثل پيربهار) در مرحله اوليه رشد گياهي بسيار مغذي و خوش‌خوراك هستند. معمولاً در هنگام چراي متناوب علوفه مراتع بسيار مورد نياز دام مي‌باشد. هنگاميكه علوفه كاملاً رسيده (بعد از بذردهي) چيده مي‌شود، استفاده كمتري براي دام دارد و لذا هدر داده مي‌شود.با برنامه مطلوب و مناسب چرا مي‌توان از اين رويداد جلوگيري كرد.
موثرترين شيوه براي نائل شدن به اهداف بالا ، انتخاب نوعي چراي كنترل شده يا متناوب مي باشد. در اين رابطه، مورد سوم را به دو هدف خاص براي چراي كنترل شده مي‌توان تقسيم بندي كرد. هدف نخست ، بهره‌وري بيشتر از علوفه مي‌باشد. تحقيق نشان مي‌دهد كه چراي كنترل‌شده مي‌تواند بهره‌وري علوفه را از حدود 30% (طبق چراي مداوم) به 75- 60 درصد براي چراي متناوب با سيستم قرق (برنامه‌ريزي 20 تا 40 دوره‌اي) افزايش دهد. اين امر عمدتاً بدان خاطر مي‌باشد كه حيوانات بعنوان چمن زن استفاده مي‌شوند و تكرار دوره، به ميزان ادرار، تخليه روده، لگدمال كردن و خوابيدن حيوانات بر روي چراگاه بستگي دارد كه موارد فوق در كاهش بهره‌وري علوفه موجود نقش دارند. تراكم بيشتر دام، چراي گزينشي و چراي لكه‌اي و متمركز را كاهش مي‌دهد. چراي لكه‌اي كه عمدتاً در چراي مداوم روي مي‌دهد، سبب مي‌شود كه برخي مناطق چراگاه رسيده و بالغ شود، در حاليكه مناطق ديگر بيش از حد با چراي دام مواجه شوند.
دومين هدف چراي كنترل شده كه بيشترين تاثير بالقوه را دارد، حفظ و نگهداري علوفه‌هاي داراي كيفيت بهتر مي‌باشد. انواع علوفه‌ها با كيفيت برتر كه نياز بيشتري براي مديريت دارند (مانند؛ يونجه ـ علف باغ، علف بروم يا فستوكا بدون اندوفيت [گياهان انگل] همراه با لگوم) در سيستم علوفه تاثير بيشتري مي‌گذارند كه نگهداري از آنها مستلزم كنترل چرا مي‌باشد.
همچنين رشد علوفه را مي‌توان بطور دقيقتر در زمان رويش گياهي در حالت كنترل چرا مديريت كرد. بدين صورت كيفيت علوفه بهبود مي يابد.
برنامه كنترل چرا از شكل‌گيري گياهان انگل بر روي دانه ممانعت مي‌كند و علوفه كه رويش بيشتري دارد را حفظ مي‌كند، بايد تاثير سم‌هاي گياهان انگل موجود بر فستوكا را كاهش دهد(اگر چه حذف نمي كند)، بطوريكه دانه گياه داراي اندوفيت بالا اصولاً شامل سطوح بالاتر سم هاي بالقوه نسبت به برگهاي گياه مي‌باشد. اين امر همچنين رقابت با علوفه‌هاي غير سمي ديگر را مي‌بايست كاهش دهد.

منابع عـلوفه
نمودار نيمرخ تغذيه مفهومي است كه از سوي توليد كنندگان نيوزيلندي براي هماهنگ كردن منابع علوفه‌اي‌شان با نوع دام استفاده مي‌شود كه براي توليد مراتع پيش بيني شده بهترين الگو مي‌باشد. نمودار تغذيه را مي‌توان براي تعيين ميزان ذخيره علوفه مناسب و بهترين زمان زاييدن گوساله (بره، بزغاله و غيره) يا زمان فروش دام اضافي يا خريد دام جديد استفاده كرد. قابليت مزرعه براي رفع نيازهاي تغذيه اي حيوانات از طريق علوفه و چراگاه با تخمين توليد بالقوه و تقاضاي پيش بيني شده غذاي دام ارزيابي مي‌شود.
تنظيمهاي مديريت و كنترل را ميتوان برمبناي كوتاه مدت(بودجه) يا بلندمدت (دورنما) انجام داد. هنگاميكه كمبود غذا يا مازاد آن مشخص شد، بودجه غذايي را مي‌توان براي تعيين انحراف از نمودار دراز مدت بكاربرد و تصميمات كوتاه مدت اتخاذ شده درباره چگونگي استفاده از مازاد مواد غذايي به بهترين نحو و حداكثر سود (بريدن علوفه خشك، اضافه كردن حيوانات) يا با غلبه بر كمبود علوفه با حداقل هزينه (مكمل غذايي، كودهاي ازته، از شير گرفتن حيوانات، فروش حيوانات وغيره) استفاده كرد. بودجه غذا با برآورد در دسترس بودن چراگاه، توليد علوفه در طول اين مدت و نياز حيوان اجرا مي‌شود. رهبانيت عملي يك كمبود و عملكرد ضعيف‌تر حيوانات ممكن است بخاطر ميزان كاهش جذب علوفه توسط دام باشد.

اهداف توليد كننده
چند نوع توليد كننده دام وجود دارد كه هنگام بحث وبررسي مديريت و كنترل گله داري و چرانيدن بايد مورد توجه واقع شوند. توليد گاو پرواري، از نظر چرا شامل توليد كننده‌گان گاو و گوساله و بقيه افرادي كه در اين زمينه فعاليت مي‌نمايند. توليد كننده‌اي كه بيشتر به مـوضوع حفظ علوفه با كيفيت بـالا مي‌پردازد، توليد كننده لبنيات است كه تصميم گرفته است با فراهم كردن امكان توليد، هزينه‌ها را كاهش دهد تا به ميزان بيشتر از بهره‌برداري علوفه كاسته شود. مجموعه ديگر توليد كنندگان ، گوسفند و بزهاي شيرده يا گوشتي را پرورش مي‌دهند، در حاليكه برخي زمين‌داران كه جانوران وحشي و يا تلفيق جنگل‌داري و زراعت (آگروفاستري) را در برنامه كاربردي خود وارد مي‌كنند و براي دست يافتن به توازن اكولوژيكي از چراي دام در چراگاههايشان استفاده مي‌نمايند. صرفنظر از نوع توليد، هر توليدكننده براي داشتن بيلان اقتصادي بايد اهداف خود را ارزيابي كند و مشخص نمايد كه چگونه بازده توليد بوسيله ذخاير علوفه‌اي تحت تاثير قرار مي‌گيرد و تغييراتي را در مديريت انجام دهد كه ورودي يا نهاده را كاهش دهد تا افزايش ستانده (محصول) داشته باشد.

توليد كنندگان گاو و گوساله
سيستمهاي توليد براي توليد كنندگان گوساله، چالش انگيزترين سيستمها براي متناسب كردن ذخاير علوفه‌اي با نيازهاي حيوان مي‌باشند. مساله نخست، لزوم توليد در تمام مدت سال است و مساله دوم ، تاثير تنوع ژنتيكي بر پتانسيل توليد در ميان نژادها گسترده گونه هاي دامي است. بنابراين، هنگاميكه فصل زايدن گوساله مي‌رسد، انتخاب علوفه‌ها و كنترل و مديريت چرا، موضوعي بغرنج مي‌شود.
در بررسي و تحليل اهداف، توليد كننده بايد نخست وزن مطلوب در هنگام از شير گرفتن و پتانسيل توليد شير گاوها را مورد توجه قرار دهد و سپس براي تنظيم زمان و تاريخ زاييدن گوساله تلاش كند، بطوريكه علوفه باكيفيت بالا در اوج شيردهي و قبل از فصل زاد و ولد در اختيار دام قرار گيرد. فعاليت در نيوزلند نشان مي‌دهد كه توليدكننده مي‌تواند بازده عملكرد گاوها را با تغيير دوهفته اي در فصل گوساله زايي بهبود بخشد. افزايش وزن گوساله با تداوم شيردهي گاو مادر و مصرف علوفه بوسيله خود گوساله، موثر واقع‌مي‌شود.
تداوم شيردهي وابسته به موجود بودن علوفه و كيفيت آن مي‌باشد و به وسيله پتانسيل ژنتيكي گاو تحت تاثير واقع مي‌شود. گاوهايي كه پتانسيل بالاي شيردهي دارند نسبت به مراتعي كه مديريت چرا در آن انجام شده و كيفيت علوفه بهتري دارند مناسبتر مي‌باشند. گاوهاي داراي پتانسيل كمتر توليد شير ممكن است به بهترين نحو در سيستمي استفاده شوند كه از درصد بالاتر علوفه منفعت مي‌برند، زيرا نيازهاي تغذيه‌اي آنها كمتر است و در نتيجه تقاضاي علوفه با كيفيت بالا براي آنها كمتر است. به علاوه، گاوهاي داراي پتانسيل بالاي توليد شير احتمالاً بايد در بهار يا اواخر زمستان زايمان كنند، درصورتي كه گاوهاي داراي پتانسيل متوسط توليد شير ممكن است به بهترين نحو در پاييز زايمان كنند. بنابـراين؛ گوساله‌هاي مـتولد شده در پاييز مي‌توانند در حين تابستان پرواربندي شوند، همچنين وزن اين گوساله‌ها در هنگام از شيرگرفتن احتمالاً براي گله زاييده شده در پاييز نسبت به گله زاييده شده در بهار (با سن يكسان) كمتر مي‌باشد.
همه گله ها گاوهايي با نيازهاي تغذيه‌اي متفاوت دارند. كنترل و تنظيم وضعيت تعداد فراواني از گاوها در شناخت نيازهاي تغذيه‌اي حيوانات مهم مي‌باشد. فراهم كردن امكان كاهش وزن براي گاوها در دوران معيني از سال، در صورتيكه بتوان وزن را با علوفه خوب در زمان ديگر بدون تلاقي با زايمان گاو جايگزين كرد، احتمالاً مديرتي مناسب و اقتصادي مي‌باشد. سيستم چراي پيشرفته را در وهله اول مي‌توان براي چراي حيوانات داراي بالاترين نيازهاي تغذيه‌اي استفاده كرد، همچنين براي دامهاي داراي نيازهاي كمتر به منظور پاكسازي علفزارها بكار گرفت. اين امر بويژه در دو فصل زايمان براي گاوهاي از شيرافتاده و گاوهاي شيرده مفيد مي‌باشد. نمونه‌هاي ديگر شامل گوساله ماده كه به دنبال آن گاوهاي بالغ يا گاوهاي پربازده و بعد از آن گاوهاي داراي پتانسيل كمتر مي‌باشند. راهكار ديگر، چراي همراه با آخور كه علوفه با كيفيت بيشتري را در اختيار گوساله‌ها نسبت به گاوها قرار مي‌دهد.

پرواربندي(توليد دام)
با پرواربندي گاوها پتانسيل بالاتر در هر ايكر (واحد سطح) در سيستم چراي متناوب و شديد را مي‌توان بدست آورد. اين امر عمدتاً بدان علت است كه 2 تا 3 گاو پرواري را مي‌توان در جائيكه يك جفت گوساله مي‌چرد، چرانيد. همچنين، گاوهاي پرواري به علوفه با كيفيت بالا تمايل بهتري نشان مي‌دهند، زيرا شير باعث تامين نياز گوساله مي‌شود، مگر اينكه گاو نيازمند افزايش وزن قبل از فصل زايمان باشد.
چند عامل در متناسب كردن دام با سيستم‌هاي چرا نقش دارند. نخستين عامل، وزن پيش بيني شده و يا تاريخ مورد نياز بازار مي‌باشد. بسياري از توليد كنندگان به چرانيدن دام در چراگاه هاي مطلوب (از گونه‌‌هاي فستوكا) تا اواخر ژوئن(به موجود بودن علوفه بستگي دارد) و سپس فرستادن آنها به پرواربندي‌ها علاقمند هستند. چراگاه‌ها مي‌توانند در سراسر ماههاي تابستاني خشك و داغ استراحت كنند و گروه ديگر دام كه در طول اواخر ماههاي تابستان و اوايل ماههاي پاييز پرواربندي شده‌اند، به توليد‌كنندگان امكان مي‌دهند تا هردوگروه دام را هر سال به گردش و چرا در‌آورند. از سوي ديگر، گاوهايي كه در مراتع با تيپ فستوكا با اندوفيت (گياهان انگل) بالا در حال چرا بوده‌اند، احتمالاً بايد در ماههاي پاييزي به جـاي اواسط تابستان به محل پرواربندي بروند. اگر به دامها اجـازه دهيم كه سراسر تابستان را به چرا بپردازند و نگران افزايش وزن دامها نباشيم و به آنها اجازه دهيم در آب و هواي سردتر به پروارگاه بروند مقرون به صرفه‌تر مي‌باشد. همچنين به قرار دادن گاوها در محل پرواربندي زودتر از تابستان مثلاً اواسط مي(اواخر ارديبهشت) مي‌توان توجه نمود. نكته اقتصادي در اين مورد آنستكه توليد كنندگان معمولاً براي سود بردن، نياز به اضافه كردن حدود 90 كيلوگرم(200 پوند) به وزن گاوها دارند و گاوهايي كه در ماه مي انتقال داده شده اند، نمي توانند مقدار مفيد اضافه وزن را بدست آورند.
مولفه ديگر آنستكه آيا توليدكننده، مالكيت گوساله‌هاي خود را حفظ ميكند يا گاوها را خريداري مي‌كنند. بخاطر افزايش بهره‌وري علوفه‌ها در چراي كنترل‌شده توليدكننده مي‌تواند گوساله‌ها را بدون كاهش تعداد گاوها افزايش دهد. با اين نظر مي‌توان تاكيد نمود توليد كننده‌اي كه داراي گله گوساله‌زا در پاييز مي‌باشد، مي‌تواند گوساله‌ها را در سراسر تابستان نگهداري كند تا بعنوان دام يكساله به فروش رساند. توليد علوفه در طول تابستان براي گاوهاي غيرشيري بهره مفيد ندارد، مگر اينكه گاوها قبل از زايمان، اضافه وزن پيدا كنند. در گله‌هاي خريداري شده، مبحث بسيار مهم مربوط به زمان خريد و فروش دام براي معرف علوفه مي‌باشد.
سيستم چراي كنترل شده به دام ها اجازه مي‌دهد تا زودتر از فصل موعود در چراگاه‌ها باشند. همچنين، علوفه‌هايي نظير يكساله‌هاي تابستاني مي‌توانند مقرون به صرفه‌تر باشند، هنگاميكه مقدار بيشتري بهره‌برداري باشد. تاريخ و وزن مطلوب بازار، عاملي مهم براي كمك به توليد‌كننده به منظور تصميم‌گيري است كه آيا با چراي بيشتر براي كيفيت (مقدار بيشتر براي هر حيوان) يا كميت (مقدار بيشتر در هر ايكر)، بهينه سازي رخ مي‌دهد يا خير؟

تولـيد لبنيـات
علاقه قابل توجهي به توليد لبنيات در چراگاه بويژه در ويسكانسين، نيويورك و پنسيلوانيا بيان مي شود. توليد لبنيات در نيوزلند بدون افزودن مكملهاي تغذيه‌اي به علوفه دام انجام مي‌شود. گاوها حداقل يك مرتبه در روز و گاهي دو مرتبه در روز در مراتع چرا مي‌كنند. پيشنهاد شده است كه هر گاو شيرده مي تواند تقريباً 5/22 كيلوگرم (50 پوند) شير در روز صرفاً با علوفه مراتع توليد كند، البته در صورتيكه پذيرش و ميزان خوشخوراكي علوفه با كيفيت در سطح عالي فراهم باشد.
ميزان توليد لبنيات به وسيله مراتع و توليد مواد لبني به صورت فصلي خواهد بود. هنگاميكه گاوها در حال شيردهي هستند و علوفه قابل دسترس است تا حداكثر مقدار توليد مواد لبني وجود دارد. در پايان فصل چرا همه گاوها بدون شير مي‌شوند. توليد مداوم علوفه با كيفيت بالا در سراسر فصل چرا در مرتع ضروري مي‌باشد، چرا كه برنامه منظم و مديريت شده‌اي براي زايمان گاوها در دوره زماني كه امكان استفاده از چراگاه و علوفه وجود داشته باشد نيز لازم به نظر مي‌رسد. برنامه مديريتي براي بهينه كردن استفاده از علوفه و چراگاه مورد نياز است. همچنين تنوع علوفه مناسب، همراه با انتخاب گونه‌هايي كه امكان توليد مداوم علوفه با كيفيت را در سراسر فصل چرا فراهم كند، لازم مي‌باشد.

توليد گوسفند
توليد كنندگان گوسفند در حال ارزيابي تغييرات در مديريت به سوي استفاده بيشتر از چراگاه و استفاده كمتر از علوفه هاي درو شده ودانه‌هاي خوراكي براي دامي مي‌باشند. تغيير فصل زاييدن بره به آوريل (فروردين ماه) تغييرات قابل توجهي در پتانسيل توليد را داشته است براي مثال نگهداري و مراقبت از بره‌ها بوسيله ميش‌هاي در حال چرا، كاهش هزينه‌هاي بارداري ميش در زمستان يا چراي بره‌هاي از شير گرفته شده به منظور نيل به وزن مطلوب بازار بجاي قرار دادن آنها در رژيم غذايي با دانه‌هاي خوراكي و علوفه خشك براي رسيدن به وزن مورد نظر بازار از موارد تغيير دادن فصل زايمان گوسفندان است.
مطلب قابل توجه، اضافه كردن گوسفند به ساير دامها براي استفاده مفيدتر از علوفه مراتع مي‌باشد. عادات چراي گوسفندان، بزها و گاوها متفاوت است ولي گوسفندان و بزها را مي‌توان به برنامه چراي دامها بدون افزايش بيوس مراتع يا كاهش تعداد دامهاي بزرگ اضافه نمود.

تولــيد بــز
افزايش توليد بزها بخاطر گوشت پيش بيني مي‌شود كه با تغيير آشكار در تنوع جمعيتهاي دامي مصادف شود. بزها را مي‌توان براي كنترل بوته زار و علفهاي هرز استفاده كرد و آنها استفاده بيشتريي از چراگاه و مراتع مي‌كنند، زيرا سرشاخه خوردن را به چريدن ترجيح مي‌دهند، اما بر خلاف عقيده همگاني، بزها به علوفه داراي كيفيت بالاتر نسبت به گاوها نياز دارند، زيرا آنها نمي توانند سلولز را به خوبي هضم كنند. بزها، بخاطر دهان‌هاي كوچك و لب هاي گرفته خود، علوفه با كيفيت بهتري را نسبت به گاوها با دهان‌هاي بزرگتر مي‌توانند انتخاب كنند. آنها قسمتهاي مختلف از بالا تا پايين گياه را مي‌خورند، لذا ميزان پذيرش و درونكشي علوفه توسط بزها نسبت به ميزان پوشش و ارتفاع گياهان علوفه‌اي كاملاً حساس مي‌باشد. هنگاميكه ميزان موجود بودن علوفه به كمتر از 1000 تا 1200 پوند(454تا545 كيلوگرم) ماده خشك در هر آيكر (4047 مترمربع) كاهش يابد، ميزان علوفه قابل جذب براي بز نيز افت خواهد كرد.

خــلاصـه
نوع حيوان(اندازه و پتانسيل توليد شير) همانطوري كه عمدتاً بر اساس تفاوتهاي نژادي و گونه‌اي تعيين مي‌شود، تاثيري زيادي بر نيازهاي تغذيه اي حيوانات دارد. لذا، نوع حيوان مي تواند سطح عملكرد دام و تاثير اقتصادي سيستم چراي بر علوفه‌هاي مختلف را تحت تاثير قرار دهد.
سيستم چراي، وضعيت تغذيه‌اي حيوانات را با درنظر داشتن ميزان و جذب (پذيرش) و كيفيت علوفه تحت تاثير قرار مي‌دهد. ميزان پذيرش و جذب مواد غذايي در هنگاميكه علوفه مراتع چرا شده خيلي كوتاه شده‌اند كاهش مي يابد، زيرا حيوان نمي‌تواند با هر مرتبه گاز زدن و هر لقمه، مقدار مناسبي علوفه بدست آورد. رشد مجدد علوفه آهسته تر است، زيرا سطح برگ براي عمل فتوسنتز كاهش يافته است. به علاوه، كيفيت علوفه نيز پايين‌تر مي‌باشد.
تصميمات توليد كننده، نظير زمانبندي زايمان براي هماهنگ كردن منحني شيردهي با منحني توليد علوفه يا ترجيح دادن چراي گاوهاي پرواري به جاي پرورش سنتي گاو و گوساله در مرتع در انتخاب تصميمهاي مديريت و كنترل مربوط به علوفه و سيستم چرا مي‌بايست مورد توجه قرار گيرد. انتخاب علوفه ها نيز بر اساس نيازهاي تغذيه اي حيوانات چرانيده شده تعيين مي‌شود. در زمان تعيين درصد علوفه‌هاي مختلف مورد استفاده در سيستم چرا نيازهاي تغذيه‌اي دام براي 365 روز بايستي مورد توجه قرار گيرد. چراي گونه‌هاي مختلف با يكديگر، بهره‌روي علوفه را بخاطر تفاوتهاي موجود در رفتار دام و ارجحيت‌هاي مربوط به خوشخوراكي علوفه و سرشاخه گياهان افزايش مي‌دهد.
مؤلف: رون مورو كارشناس كشاورزي ان سي اي تي (NCAT)
مترجمين:
حميد آهني (كارشناس ارشد مهندسي منابع طبيعي، اداره منابع طبيعي قم )
علیرضا ذبیحی (كارشناس ارشد مهندسی مرتع داری،رییس اداره منابع طبيعي قم )